کلاس درس

روش نوین برای یادگیری بهتر و داشتن حافظه ای برتر در وبسایت کلاس درس

کلاس درس

روش نوین برای یادگیری بهتر و داشتن حافظه ای برتر در وبسایت کلاس درس


AddText.com generated Image
کد خبر: ۷۳۳۹۲
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۸
تیتر را درست خوانده‌اید. انیشتین شدن کار چندان سختی نیست. مغز ما برای این که خوب کار کند نیازمند تغذیه‌ی مناسب است.
به گزارش صراط به نقل از باشگاه خبرنگاران، اشتهای همین مغز سفیدی که زیر جمجمه جا خوش کرده و فقط 2 درصد از کل وزن بدن را تشکیل می‌دهد، ده برابر از ارگان‌های دیگر بیشتر است. برای همین باید حواستان به تغذیه‌ی آن باشد. یعنی باید نرون‌ها یا همان سلول‌های عصبی را با مواد مغذی خوب و متنوع تغذیه کنید.

خداوند مواد غذایی مفیدی آفریده است که نرون‌ها را تقویت می‌کند و شما را به رویای انیشتین شدن نزدیک‌تر می‌سازد. با ما همراه باشید تا با این مواد غذایی بیشتر آشنا شوید.

ماهی‌های چرب (ماهی آزاد، ساردین و.........)

بیش از 50 درصد مغز از چربی‌ها تشکیل شده و بیش از 70 درصد این چربی‌ها اسیدهای چربی هستند که به خانواده‌ی پُر آوازه‌ی امگا٣ها تعلق دارند. این چربی‌ها در ساخت و حفاظت از سلول‌های مغز و همچنین در بهبود عملکرد آن‌ها نقش مهمی دارند. کمبود امگا 3 ها باعث افت عملکرد ذهنی شده و اختلالاتی در حافظه‌ی ما ایجاد می‌کند. ماهی‌های چرب بهترین منبع امگا 3 ها هستند. اگر اهل خوردن ماهی نیستید توصیه می‌کنیم از روغن گردو یا روغن کلزا استفاده کنید.

حبوبات عدس، نخود و ...

مغز برای ادامه‌ی فعالیت خود از قندها استفاده می‌کند. در واقع این ارگان خوش اشتها هر ساعت بیش از 5 گرم قند مصرف می‌کند اما آن را ذخیره نمی‌کند. قند باید از راه مصرف مواد غذایی و از طریق جریان خون به مغز برسد. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان داده که عملکرد خوب ذهن، توانایی یادگیری و به یادسپاری وقایع به میزان گلوکز خون بستگی دارد. اما توجه داشته باشید منظورمان این نیست همین حالا یک جعبه شیرینی را تا آخر نوش جان کنید. زیاده‌روی در مصرف شیرینی‌جات هیچ کمکی به انیشتین شدن نمی‌کند. چون که مغز نمی‌تواند قند بیش از حد را تحمل کند. در واقع زیاده‌روی در مصرف قند باعث خستگی و کاهش تمرکز شما خواهد شد. در این میان عنوان قهرمانی به قندهایی تعلق می‌گیرد که به قندهای پیچیده معروف هستند و شاخص گلیسمی پایینی دارند. حبوبات سرشار از این قندها هستند و شاخص گلیسمی آن‌ها پایین است. برای همین می‌توانند میزان گلوکز خون را تنظیم و مغز را به خوبی تغذیه کنند.

تخم مرغ حاوی لسیتین و فسفولیپیدها است که در ساخت غشای سلول‌های مغزی نقش دارند. این ماده‌ی غذایی سرشار از اسید آمینه‌هایی است که برای ساخت ناقل‌های عصبی اصلی (نروترانسمتورها) لازم و ضروری‌اند
موز

موز سرشار از منیزیم است که برای سلول‌های مغز مفید می‌باشد. این میوه‌ی خندان همچنین منبع خوب ویتامین B6 است. در واقع یک عدد موز یک چهارم نیاز روزانه‌ی ما به این ویتامین را تأمین می‌کند. ویتامین B6 برای جذب و استفاده‌ی منیزیم و همچنین برای سوخت و ساز اسیدهای آمینه و بهبود عملکرد سیستم عصبی لازم است. در واقع ما برای این که آرام، متفکر و محتاط باشیم به این ویتامین نیاز داریم. اگر موز دوست ندارید آلو خشک میل کنید.

جگر

مغز از حدود 20 درصد اکسیژن مورد نیاز بدن استفاده می‌کند. بدن ما برای حمل اکسیژن به آهن نیاز دارد. خوشبختانه جگر می‌تواند آهن مورد نیاز را تأمین کند. علاوه بر این جگر منبع فوق‌العاده‌ی ویتامین‌های گروه B است. متخصصان معتقدند که ویتامین‌های گروه B به خصوص B9، B12، B1 و B6 عملکرد ذهنی و قدرت درک افراد را بالا می‌برد.

میوه‌های قرمز رنگ

میوه‌های کوچک قرمز مثل توت فرنگی، تمشک، انگور فرنگی سیاه، مورد صحرایی، شاه توت و غیره منبع ویتامین C و ریز مغذی‌های آنتی‌اکسیدانی آنتوسیانین‌ها، پولیفنول‌ها، فلاوونوئیدها و غیره می‌باشند. این ریزمغذی‌ها نه تنها با رادیکال‌های آزاد مقابله می‌کنند بلکه گردش خون را بالا برده و مویرگ‌ها را تقویت می‌کنند. همین امر باعث می‌شود که اکسیژن بیشتری به مغز برسد. اگر میوه‌های قرمز را دوست ندارید کیوی یا سیر میل کنید.

تخم مرغ

تخم مرغ حاوی لسیتین و فسفولیپیدها است که در ساخت غشای سلول‌های مغزی نقش دارند. این ماده‌ی غذایی سرشار از اسید آمینه‌هایی است که برای ساخت ناقل‌های عصبی اصلی نروترانسمتورها لازم و ضروری‌اند. در واقع ترکیبات تخم مرغ باعث تحریک سلول‌های مغزی شده و شما را به انیشتین شدن نزدیک می‌کنند. اگر تخم مرغ دوست ندارید از ماهی‌های سفید استفاده کنید.

شکلات سیاه

در زمان آزتک‌ها (یکی از قدیمی‌ترین ملل مکزیک) از شکلات سیاه به عنوان دارو استفاده می‌کردند. اما خواص شکلات سیاه به اینجا ختم نمی‌شود. وجود مولکول‌هایی مثل تئوفیلین و تیرامین‌ها به شکلات این قدرت را می‌دهند که سلول‌های مغز را تقویت کند. این ماده‌ی غذایی همچنین حاوی منیزیم (330 میلی گرم منیزیم در هر 100 گرم شکلات) و مولکول‌های مشابه سروتونین است که آرام‌بخش، ضداسترس و ضدافسردگی محسوب می‌شود. محققان ثابت کرده‌اند که فلاوونوئیدهای موجود در کاکائو نقش مثبتی در انبساط رگ‌های خونی دارد. این ترکیبات آنتی اکسیدانی با رادیکال‌های آزاد مقابله کرده و از مغز محافظت می‌کنند. توجه داشته باشید که شکلات پرکالری است و نباید در مصرف آن زیاده‌روی کنید. اگر شکلات سیاه دوست ندارید چای یا قهوه‌ی رقیق میل کنید.

اسفناج

ویژگی سبزیجات برگ دار این است که سرشار از ویتامین B9 یا همان فولات می‌باشند. این ویتامین در ساخت بافت‌های عصبی جنین و همچنین در احیای سلول‌های خونی شرکت دارد. کمبود این ویتامین باعث کاهش سطح هشیاری و ضعف حافظه می‌شود. این پدیده در بین سالمندان دیده می‌شود که با کمبود فولات مواجه هستند. توصیه می‌کنیم حتماً اسفناج را در برنامه‌ی غذایی‌تان بگنجانید. اگر اسفناج دوست ندارید از شاهی، کاهو، بروکلی و یا سبزی‌های معطر استفاده کنید. رزماری قهرمان این نوع سبزیجات است. رزماری حاوی فلاوونوئیدهایی است که با افزایش گردش خون در ناحیه‌ی مغز باعث تحریک تمرکز و حافظه می‌شود.

آووکادو

آووکادو سرشار از ویتامین E است. این ویتامین یکی از آنتی اکسیدان‌های قوی محسوب می‌شود و از بافت‌های مغز در برابر پیری حافظت می‌کند. اگر آووکادو دوست ندارید آجیل میل کنید. گردو، بادام، فندق و غیره نیز همین خاصیت را دارند.

برای بهبود حافظه‌تان ورزش کنید، جدول حل کنید، بازی‌های فکری انجام دهید، به اندازه‌ی کافی بخوابید و خلاصه این که مغزتان را ورزیده کنید. با تغذیه‌ی مناسب و رعایت نکات اشاره شده اگرچه شاید انیشتین نشوید ولی مطمئن باشید مغزتان بهتر کار می‌کند
    تبلیغات متنی


    راه موفقیت

    راه موفقیت هرکسی از دل و ذهن خودش می گذرد."دوستدار شما حبیب جلیلیان"

    اثرات مثبت اندیشی در شاد زیستن / مثبت اندیشی و نتیجه آن در زندگی /

     چگونه برای زندگی بهتر افکار مثبت داشته باشیم؟

     

    در ساختار شخصیت ما انسانها ، افکار از چنان از چنان قدرتی برخوردارند که

     میتوانند سازنده یا ویرانگر باشند ، بنابراین باید بیاموزیم که افکارمان را

     هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابیهای بزرگی دست

     یابیم . یکی از این راهکارها یادگیری روشهایی است که باعث مثبت

     اندیشی در ما میشود و افکار منفی را از ما دور میکند .

     در زیر به 30 مورد از توصیه هایی که باعث ایجاد مثبت اندیشی میشوند

     اشاره میشود:

    1- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب ، دانا و با

     ارزش بدانیم.


    2- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه های تقویت آنها را بیابیم و

     تجربه کنیم.


    3- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر

     منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله

     کنیم.


    4- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت

     استفاده کنیم . مثلا در ملاقات با دیگران به جای استفاده از کلمه "خست

    ه نباشید" که دارای بار منفی و القای حس خستگی است ، بگوییم "خدا

     قوت" ، "شاد باشید" و امثال آنها.


    5- افکار خود را متوجه خوبیها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور

     مثبت نگر شویم.


    6- با خوش بینی ، سعی کنیم دستوراتی را به ذهن خود بدهیم که اندیشه

     های جدید مثبت شکل گیرند.


    7- هر روز صبح که از خواب برمیخیزیم با نگاه کردن به منظره ای زیبا ، روز

     خود را با نشاط آغاز کنیم.


    8- از افراد منفی نگر یا موقعیتهایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند یا منفی

     میشوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.


    9- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و

     هرگز نتیجه بدی را پیش بینی نکنیم زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم

     هستند که ما آنها را مهم می پنداریم.


    10- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته خود فکر کرده و

     سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.


    11- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیت دنبال کنیم.


    12- به ندای منفی درونی خود و تلقین های نگران کننده و مخرب دیگران

     بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.


    13- به قدرت بیکران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من

     لیاقت بهترینها را دارم و با لطف خداوند به آنها خواهم رسید.


    14- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت

     آن داریم و در تلاش برای تحقق آن ، به فکر تایید یا تکذیب دیگران نباشیم.


    15- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.


    16- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش

     استفاده کنیم.


    17- از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی میشود

     دوری و سعی کنیم روش خود را خودمان انتخاب کنیم.


    18- هرگز شعار خواستن ، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در

     سایه سعی و تلاش به آنچه بخواهیم میرسیم.


    19- قدر لحظات زندگی را بدانیم و آنها را بخوبی استفاده کنیم ، زیرا هرگز

     تکرار نخواهند شد.


    20- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که

     میتوانیم آنها را از بین ببریم.


    21- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم

     ، به عبارت دیگر ، از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز

     و ناتوانی میشود خودداری کنیم.


    22- خود را از قید و بندهای آزار دهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا

     فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم.


    23- از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی میشود دوری کرده و

     اوقات خود را در جمع خانواده و دوستان سپری کنیم.


    24- هر وقت که احساس کردیم افکار منفی به سراغمان آمده است ،

     وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.


    25- ممکن است هنگام خواب در رختخواب ، افکار منفی به سراغمان بیاید .

     پس تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم.


    26- هرگز خود را بدبخت و ناتوان و درمانده احساس نکنیم و از مطالعه و

     گوش دادن به اشعار و مخصوصا آهنگهایی که چنین حسهایی را القا میکنند

     خودداری کنیم.


    27- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حس کنیم و هرگز به دیگران

     اجازه ندهیم آنرا متزلزل کنند زیرا اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت

     است.


    28- خندیدن را فراموش نکنیم . خندیدن باعث میشود تا افکار ناراحت کننده و

     منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.


    29- بدانیم که اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه ای ندارند و به

     سن افراد نیز مربوط نمیشوند.


    30- باید به تقویت مثبت اندیشی ایمان داشته باشیم و این شعار را هرگز

     فراموش نکنیم که "اگر افکارمان را کنترل کنیم ، زندگی مان متحول میشود


    اثرات مثبت اندیشی در شاد زیستن


    اهمیت افکار انسان 
    افکار انسان اهمیت بسزایی در زندگی او خواهد داشت. در واقع همانگونه

     که قدرت تفکر با وجود منحصر به فرد خود در انسان ، انسان را از سایر

     موجودات متمایز می‌سازد تاثیرات عمیقی نیز روی زندگی او خواهد

     گذاشت.بر این اساس چگونگی افکار انسان ، چگونه درگیر شدن در افکار

     خود ، چگونگی سازمان دهی آنها و غلبه انواع خاصی از افکار بر ذهن فرد

     مورد توجه روانشناسان است.


    انوع افکار انسان


    در یک طبقه بندی بسیار ساده افکار انسان در دو مقوله مثبت و منفی دسته

     بندی می‌شود. این نوع از دسته بندی بسیار مورد توجه روانشناسان

     مشاوره و بویژه مشاورانی است که دیدگاه شناختی دارند. این دسته بندی

     دو نوع افکار مثبت و منفی در انسان شناسایی می‌شود و اعتقاد بر این

     است که غلبه هر یک از آنها بر ذهن فرد شیوه زندگی او را در حدی وسیع

     نشان می‌دهد. بطوری که همین افکار ساده به راحتی ممکن است موجب

     تفاوت سبک زندگی فرد با سایرین ، یا با خود او در مراحل مختلف شود.


    افکار مثبت انسان


    بر اساس این دسته بندی افکار مثبت آن دسته از افکاری را شامل می‌شود

     که تاثیرات مفیدی بر ذهن و رفتار فرد به جای می‌گذارند، هدایت کننده

     هستند و اغلب موجبات زندگی دلپذیر را فراهم می‌سازند. افرادی که دارای

     چنین افکاری هستند کمتر در داماسترس و فشار روانی گرفتار می‌شوند و

     یا حداقل به راحتی خود را می‌توانند از چنین شرائطی رها کنند. این افراد

     اعتماد به نفس بالاتری دارند، دید خوبی نسبت به خود دارند و بطور کلی

     افکار آنها حول و حوش خوب بودن ، سالم بودن و واقع بین بودن دور

     می‌زنند.


    نمونه‌ای از افکار مثبت


    *  من در موارد مختلف پیروز بوده‌ام هر چند شکستهایی نیز داشته‌ام.

     
    * من فرد کارآیی هستم.


    * لازم نیست همه مثل هم باشند.


    * بعضی افراد دروغ می‌گویند.


    افکار منفی انسان


    افکار منفی تحریک کننده هیجانات منفی در انسان هستند. که اغلب در اثر

     وقایع بیرونی که بار منفی دارند برای افراد ناراحت کننده هستند راه اندازی

     می‌شوند. این افکار چسبندگی فوق‌العاده‌ای در ذهن انسان دارند و درگیری

     و مشغله شدیدی برای صاحب خود ایجاد می‌کنند. افتادن در چرخه این

     افکار و عدم تلاش برای خارج شدن از این چرخه اغلب مشکلات جدی

     روانی را ممکن است به بار آورد. روانشناسان شناختی معتقدند اغلب

     اضطرابها و افسردگیها ، اختلالات ارتباطی ، مشکلات زناشویی و انواع

     مسائل دیگر از زندگی فرد ناشی از غلبه افکار منفی بر ذهن فرد است. بر

     این اساس هدف آنها گسترش حوزه و قلمرو افکار مثبت و به عبارتی مثبت

     اندیشی در افراد است.


    نمونه‌ای از افکار منفی


    * من همیشه شکست می‌خورم.


    * دیگران نیز باید مثل من باشند.


    * هیچ کس نباید دروغ بگوید.


    * من فرد به درد بخوری نیستم.


    افکار هدفمند در مقابل افکار بی‌هدف


    افکار انسان را از لحاظ اینکه از یک هدف یا اهداف ویژه‌ای پیروی می‌کنند یا

     نه نیز می‌توان دسته بندی کرد. افکار هدفمند آن دسته از افکاری هستند

     که بر اساس اهداف ویژه‌ای سازمان می‌یابند. و فرد با در نظر گرفتن آن

     اهداف ، افکار خود را نیز سازمان می‌دهد. بطوری که می‌تواند به صورت گام

     به گام به تهیه مراحلی بپردازد که موجب رسیدن او به اهدافش می‌شود.

     مثل افکار مربوط به حل یک مساله ریاضی یا افکار مربوط  به برنامه ریزی

     درسی.

    برعکس افکار بی‌هدف ، بدون برنامه و بدون هدف ویژه‌ای ذهن فرد را درگیر

     می‌سازند خیالبافیها از جمله این دسته افکار هستند. که برنامه و سازمان

     مشخصی ندارند و ممکن است با یک عامل و محرک ساده را راه اندازی

     شوند و به حوزه‌های مختلف وارد شوند و سرانجام فرد به خاطر نیاورد که از

     کجا به این نقطه فعلی از افکار رسیده است. از شاخه به شاخه دیگر پریدن

     معمولا ویژگی این دسته از افکار است. هر چند جلوگیری وضع کامل این

     دسته از افکار وجود ندارد. اما از آنجا که اغلب در کارهای فکری فرد موجب

     ایجاد مشکل می‌شود و غالباً تمرکز فرد را به هم می‌ریزند لازم است با

     انواع تمرینات فکری تحت کنترل فرد قرار بگیرند.

    در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، "تاثیر منفی" به عنوان زمینه ای

     برای اضطراب،بی منطقی، عصبانیت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند

     تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد

     می شود.


    با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.

     زمانی که بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از

     دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در

     مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.


    چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی

     به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از

     میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف

     بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی

     شیمیایی مختل شوند.


    خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان

     دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی،

     کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند

     علائمی از افسردگی به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن

     کنترل مغزتان دنبال درمان باشید.


    اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان

     پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد. در این جا به چند نکته

     اشاره می کنیم که به مثبت اندیشی شما کمک می کند:


    انگیزه تان را مشخص کنید


    آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که

     خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است

     تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که

     انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل

     خودتان را در دست بگیرید.


    عیبجویی از خود را کنار بگذارید


    در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار

     منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل

     و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه

     بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و

     گرفتاری ها دنبال شانس باشید.


    خود را با شرایط وفق دهید


    زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به

     خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید.  حتی برای یک

     فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید

     همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار،

     رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

    هـمواره افـکار ما بروی احساسات ما تاثیرگذار می باشـد. اگر تصور کنید که

     کارهایتان سر و سامان نـخواهند گرفت، در شـمـا احـساس اندوه و انفعال

     ایجاد شده و از تـلاش و کوشش دست خواهید کشید. اگر چنین می

     پـنـداریـد که برای انجام کارهایتان محتاج کمک دیگران هستید، ممکـن

     اسـت احـساس بی کفایتی و وابستگی کنید.


    اگـر تـصـور می کنـیـد که نـالایق و بـی کفایت می بـاشـید، احساس بـی

     ارزشـی و تـردیـد کـرده و دائـمـا خـودتـان را سـرزنـش خواهید

     نمود.همانطورکه ملاحظه کردید بی تردید ارتباط تنگاتنگی میان افکار و

     احساسات ما برقراراست. بنابراین دلیل واکنشهای هیجانی ناخواسته و

     شدید، افکار نامعقول وغیرمنطقـی شما میباشند.


    تعریف تفکرات نا معقول چنین است:


    1- افکار انعطاف ناپذیر


    2- دور از واقعیت


    3- غیر منطقی


    4- مخل بهداشت روانی


    راه حل ساده میباشد: افکار خود را متحول سازید


    اکنون به تعدادی از طـرز تـفـکرات نامعقول توجه کرده و سعی کنید برای

     دستیابی به یک زندگی شادتر از آنها اجتناب ورزید:


    1- من بایـد مـورد پـذیرش و محبوب همگان باشم تا بتوانم احساس

     خوشایندی نسبت به خود داشته باشم. طرد شدن، ترک شدن و تنها ماندن

     خیلی هولناک است.

     
    2- من باید در تمام زمینه ها لایق و کارآمد باشم ، شکست بسیار وحشتناک

     میباشد.


    3- هنگامی که اتفاق ناگواری روی میدهد من چاره ای جز اندوهگین شدن

     ندارم.


    4- اگر کسی مرا مورد انتقاد قرار میدهد به مفهوم آن است که ایرادی در من

     وجود دارد.


    5- من همواره باید دیگران را از خودم راضی نگاه دارم و مطابق خواسته و

     میلشان رفتار کنم.


    6- من اساسا از دیگران پایین تر میباشم.


    7- زندگی و یا دیگران باید همواره انتظارات مرا برآورده سازند.


    8- مـن در زنـدگی محـکوم به افسردگی، ناامیدی و بدبختی می باشم چون

     مـشـکلات زندگی من لاینحل می باشند.


    9- همواره باید کارها بر وفق مراد من پیش بروند.


    10- همیشه زندگی و مردم باید منصفانه با من رفتار کنند.


    11- مـن در زندگی محتاج شخصی هستم - یک شخص خاص - تا در کنار او

     باشم و بـه او تکیه کنم - چون من به تنهایی قادر به انجام کاری نیستم.


    12- برای من آسانتر است زمـانی کـه به مشکلات زندگی فکر نکنم تا اینکه

     با مشکلات روبرو شده و مسئولیت حل آنها را بر عهده بگیرم.


    13- افـراد بد و شرور بـاید مـجازات شـده و فـورا بـه سـزای اعـمالـشان

     برسند. اگر چنین نشود من از کوره در خواهم رفت.


    14- عوامل خارجی مانند: مردم، جامعه ناسالم، بد اقبالی و سرنوشت دلیل

     بدبـخـتیها و ناراحتیهای من می باشند. از آن گذشـتـه مـن هیـچ کنـترلی

     بروی این عوامل خارجی نداشته بنابراین هیچ کاری برای افسردگی و نگون

     بختی خودم نمیتوانم انجام دهم.


    15- من همیشه باید بی عیب و کامل بوده و از دیگران برتر باشم. کـمـال

     گـرایی یکی از مهمترین عوامل تنش زا است. کمالگرایی انواع گوناگونی

     دارد:


    کمالگرایی در اخلاقیات: من هیچگاه نباید مرتکب خـطا و یـا گـناهی شوم و

     اگر چنین شود قادر به بخشش خود نمی باشم.


    کمالگرایی درعملکرد: برای آنکه یک فرد ارزنده باشم باید همیشه در همه

     امور موفق گردم.


    کمالگرایی در هویت: مـردم هیچگاه فرد آسیب پذیر و خطا کـاری هـمچون

     من را مورد پذیرش قرار نمیدهند.


    کمالگرایی در احساسات: من همواره باید خوشحال و شادمان باشم - بـاید

     قـادر بـه کنترل احساسات منفی خود بوده و هیچگاه احساس افسردگی و

     اضطراب نکنم.


    کمالگرایی در عشق: دو فردی که عاشق یکدیگر هستند هیچ گـاه نـبایـد بـا

     یـکـدیـگر بحث و مشاجره کنند و یا آنکه از دست هم عصبانی شوند.

     
    کمالگرایی در زیبایی: چون من کمی اضافه وزن دارم فرد زشت و نازیبایی

     میباشم.


    16- فیلتر کردن: شـما تنها جنبه منفی پیشامدها را مشاهده کرده و آنها را

     زیر ذره بین قرار می دهید در حالی که جنبه مثبت آن را فیلتر کرده و حذف

     می نمایید.


    17- تفکر دو قطبی: همه چیز یا سیاه است یا سفید، بد است یا خوب - یا

     شـما کـامل می باشید و یا آنکه یک ناکام و شکست خورده - هیچ حد

     وسطی وجود ندارد.


    18- تعمیم افراطی: شما به یک نتیجه گیری عمومی مبـتـنی بـر یـک واقـعـه

     واحـد دست می یابید. به محض آنکه برای شما یک حادثه ناگوار روی دهد

     چنین می پـنـداریـد کـه آن بارها و بارها تکرار خواهد شد.


    19- خـوانـدن فکر: بدون آنکه حرفی زده شود، پیـش داورانه از احـسـاس

     دیـگران و عـلت رفتارشان با خود آگاهی دارید.


    20- فاجعه آمیز جلوه دادن: شما انتظار بلا، مصیبت و حوادث ناخوشایند را

     می کـشـید. کافیست از حادثه ناگواری مطلع گردید. آن وقت خواهید گفت:

     نکند سر من هم بیاید.


    21- برداشت شخصی کردن: چنین می پندارید که هر چرا که دیگران

     میگویند و یا انـجام می دهند به نوعی در واکنش به شما می باشد.


    22- نکوهش کردن: شما دیگران را مسئول دردها و مشکلات خود میدانید.

     یـا آنـکه خود را مسئول تمام مشکلات می پندارید.


    23- بایدها: از تعداد زیادی قوانین خشک و غیر قابـل انـعـطاف کـه رفـتار

     دیگران و خودتان چگـونه بـاید بـاشـد پیروی می کنید و هنگامی که دیگران

     آن قوانین را زیر پا می گـذارنـد خشمگین شده و در صورتی که شما

     خودتان آنها را نـقـض کنید، احساس گناه خواهید کرد.


    24- استدلال بر مبنای احساس: تصور می کـنید احساسات شما واقـعیت

     داشـتـه و هر آنچه احساس می نمایید عینیت دارد. اگر احساس بدبختی

     میـکنید پس حـتـما بدبخت هستید.


    25- تـغـیـیر دادن: تصور می کنید با تحت فشار قـرار دادن و بـا چـاپـلـوسی

     دیـگـران قـادر خواهید بود آنها را به سلیقه خود تغییر دهید. چون امیدهای

     شما برای شادکامی کاملا وابسته به دیگران است.


    26- کم طاقتی نسبت به ناکامی ها: من این بار هم شکـست خـوردم پـس

     بـهتر است دیگر ادامه ندهم.


    27- بزرگنمایی: مشکلات و کمبودهای زندگی یتان را بزرگنمایی می کنید.


    28- توقع پاداش آسمانی: انتظار دارید که پاداش تمام نیکی ها و فداکاری

     های شما در زندگی به شما داده شود مانند فردی که امتیازات را می

     شمارد. و در صورتیکه انتظارات شما برآورده نگردد، خشمگین می شوید.
     
    چگونه برای زندگی بهتر افکار مثبت داشته باشیم؟


    افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می‌توانند سازنده یا ویرانگر باشند،

     بنابر‌این باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل

     کنیم تا در زندگی به موفقیت‌ها و کامیابی‌های بزرگی دست یابیم:


    ۱- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با

     ارزش بدانیم.


    ۲- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه‌های تقویت آنها را بیابیم و

     تجربه کنیم.


    ۳- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر

     منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله

     کنیم.


    ۴- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت

     استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته

     نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا

     قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»


    ۵- افکار خود را متوجه خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت زندگی کنیم تا به مرور

     مثبت‌نگر شویم.


    ۶- با خوش‌بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه‌های

     جدید مثبت شکل گیرند.


    ۷- هر روز صبح که از خواب بر می‌خیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک

     تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بینی آغاز

     کنیم.


    ۸- از افراد منفی‌نگر یا موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی

     می‌شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.


    ۹- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی‌های خود نگاه کنیم و

     هرگز نتیجه ی بدی را پیش‌بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه‌ای مهم

     هستند که ما آنها را مهم می‌پنداریم.


    ۱۰- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکرکرده و

     سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.


    ۱۱- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.


    ۱۲- به ندای منفی درونی خود و تلقین‌های مخرب و نگران کننده‌ی دیگران

     بی‌توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.


    ۱۳- به قدرت بی‌کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من

     لیاقت بهترین‌ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.


    ۱۴- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت

     آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.


    ۱۵- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.


    ۱۶- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش

     استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)


    ۱۷- از چشم و هم‌چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود

     دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.


    ۱۸- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در

     سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می‌رسیم.


    ۱۹- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به ‌خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز

     تکرار نخواهد شد.


    ۲۰- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که

     می‌توانیم آنها را از بین ببریم.


    ۲۱- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم،

     به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و

     ناتوانی می‌شود خودداری کنیم.


    ۲۲- خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا

     فکر و خیال آسوده‌ای داشته باشیم.

    ۲۳- از انزوا و گوشه‌گیری که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری کرده و

     اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.


    ۲۴- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت

     خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.


    ۲۵- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا

     خسته نشده‌ایم به رختخواب نرویم.


    ۲۶- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.


    ۲۷- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران

     اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس

     کلید خلق تفکر مثبت است.


    ۲۸- خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می‌شود تا افکار ناراحت کننده

     و منفی‌ جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند


    اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه‌ای ندارند و به سن و سال افراد

     نیز مربوط نمی‌شوند.


    فقط باید این شعار را فراموش نکنیم:


    اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی‌مان متحول می‌شود


    مثبت اندیشی و نتیجه آن در زندگی


    چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان

     نسبت به  وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.


    سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و

     نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی

     خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید

     از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث

     خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.


    مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار،

     گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .


    کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند. کلمات می

     تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان

     را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید.


    به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و

     بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در

     زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه

     به اهدافم می رسم.»


    هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که

     دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت

     نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای

     مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث

     ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب

     می شود.


    نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است.

     سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن

     فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر

     مخاطبتان داشته باشد.


    در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان

     سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین

     افرادی همنشین نشوید.


    بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها

     می دهند. حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم

     خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می کنند و همین امر تأثیر منفی

     بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می شود.


    مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما

     ندارند. سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران

     صحبت کنید. زیرا شنیدن آنها می تواند برای دیگران هم جالب باشد.


    به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی

     ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکزکنیم،

     به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش می روند

     فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از

     زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی

     صحبت کنیم؟


    ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر

     داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار

     ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به

     خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان

     تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به

     سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان

     تعریف کرده اید؟


    وقتی از شما می پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می

     دهید؟ آیا جواب می دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می

     گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود.»


    اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم، می بینیم که در

     طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است.

     پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات

     سخت فکر کنیم؟


    فراموش نکنید که افکار منفی می تواند یک روز سفید را خاکستری نشان

     دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید می کند.


    به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به

     فرد دیگر سرایت می کند. شما می بایست سعی کنید به جای اینکه اجازه

     دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با

     گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به

     آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را

     جایگزینش کنند. با این کار شما می توانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و

     هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید.


    هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و

     نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعا” راه دیگری

     برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می بایست آن راه را بیابید.


    سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می کند:


    «خدا گر به حکمت ببندد دری


    به رحمت گشاید در دیگری»


    به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می کنم به جای

     تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما

     دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و

     بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده،

     جایی برای  خوشحالی و موفقیت وجود دارد.


    نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او

     می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.


    خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد

     کورکورانه به هر کسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلا” در سرمایه گذاری در

     هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در کنار آن با نگاهی

     نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما کمک می کند که جلوی هدر

     رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در

     کاری سرمایه گذاری کنید بهتر است، ۷۰% با دید خوشبینانه و ۳۰% با دید

     نقادانه جلو بروید و در مورد آن کار تفکر و بررسی کرده و سپس تصمیم

     گرفته و اقدام کنید.

     

    کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی مان

     شکل می دهند. ما می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت

     ، انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.برای مثال ما می تونیم از جایگزین

     های زیر در صحبت هایمون استفاده کنیم : 

     
    به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود


    به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت


    به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی


    به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار

     من گذاشتید متشکرم


    به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود


    به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟


    به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده


    به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما


    به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه


    به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم


    به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم


    به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست


    به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم


    به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود


    به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه


    به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم


    به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم


    به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر

    خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را

    بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا

     نپرسیدی؟  بگوییم: سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را

    دیدم،  همیشه در قلب من هستی و....

    تمریناتی برای مثبت اندیش بودن

    تمریناتی برای مثبت اندیش بودن
    نکته اینجا است که همان انعطاف ذهنی که باعث می شود شما در کارهای ساده یا ورزش ها مهارت پیدا کنید، این امکان را برای شما فراهم می آورد که مثبت اندیشی را بیاموزید.

    یادگیری مثبت نگری
    برای نواختن پیانو، صحبت به زبان های خارجی یا حتی ضربه زدن به توپ تنیس، یادگیری امری عادی و شیوه ای متداول تلقی می شود. نکته اینجا است که همان انعطاف ذهنی که باعث می شود شما در کارهای ساده یا ورزش ها مهارت پیدا کنید، این امکان را برای شما فراهم می آورد که مثبت اندیشی را بیاموزید.

    شوان آچور نویسنده کتاب «مزایای خوشبختی» نقل می گوید: «همان طور که مغزما شکل ها و طرح ها را در بازی تتریس تشخیص می دهد و نحوه چیدن سریعتر آن ها را فرا می گیرد، می توانیم به مغزمان بیاموزیم که چیزهای خوب در زندگی را کاوش کند (به دنبال نکات مثبت باشد) تا بتوانیم امکانات بیشتری را مشاهده کنیم، انرژی بیشتری احساس کنیم و به سطوح بالاتر موفقیت دست یابیم.» آچور این اثر را «اثر مثبت تتریس» می نامد.

    تمرین شاد بودن
    چگونه این کار را انجام دهیم ؟ چن چهار فعالیت ساده را پیشنهاد می کند که به وسیله آنها می توان مغز را آموزش داد تا به پدیده ها نگاه مثبت تری داشته باشد:

    _ جست وجوی روزانه برای سه نکته مثبت
     در پایان هر روز از سه اتفاق خوبی که آن روز برای شما رخ داده است، فهرست تهیه کنید و درباره عوامل رخ دادن این اتفاقات تامل کنید. اتفاقات خوب می توانند هرچیزی باشند، دیدن یک دوست قدیمی، نکته جالبی که یکی از همکاران در محل کار تعریف می کند یا حتی یک غروب آفتاب زیبا. ثابت شده است که جشن گرفتن موفقیت های کوچک باعث افزایش انگیزه و شعله ور شدن شادی می شود. ثبت روزانه اتفاقات خوشایند باعث می شود که احساس بهتری داشته باشید و وقایع بهتری برای شما رخ دهند.

    _ روزانه از یک نفر تقدیر کنید
    این روش را خیلی دوست دارم. برای داشتن چیزهای خوبی که به دست می آورید باید آنها را تشخیص دهید و اجازه دهید که دیگران هم بدانند که آن موضوع برای شما هم اهمیت دارد و شما متوجه آن شده اید. زمان بگذارید و از تلاش یک نفر از اقوام یا دوستان تان در برابر دیگران تشکر یا تمجید کنید. یک روش دیگر ارسال ایمیل های روزانه برای یک شخص است. آن شخص می تواند معلم قدیمی مدرسه شما باشد که زمانی به شما نصیحت ارزشمندی کرده است و اکنون هر روز از آن سپاسگزاری می کنید. از خودتان شجاعت نشان دهید و از یک همکار یا حتی کسی که فقط یکبار او را ملاقات کرده اید، تشکر کنید.

    _ یک کار نیک انجام دهید
     انجام کارهای نیک (حتی کار کوچکی مانند آوردن لبخند بر لبان یک نفر در محل کار) باعث افزایش سطح خوشحالی می شود. متوقف کردن انجام کاری که انرژی فکری زیادی لازم دارد این قدرت را به شما می دهد که از حلقه منفی نگری خارج شوید. سعی کنید کارهای خوب کوچک شما محسوس باشند؛ مثلا خرید یک فنجان قهوه برای کسی.

    _ مراقب ذهن تان باشید
     تمرکز یعنی توجه داشتن به زمان حال بدون قضاوت درباره آن، باز کردن درهای آگاهی و رها کردن ذهن فرا تر از محدودیت های منفی که می تواند به برقراری تعادل و مثبت دیدن تصاویر پیرامون کمک کند.


    • مثبت اندیشی چگونه است ؟

      وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟

      شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید. آیا هیچ‌وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. به‌جای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آن‌گاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است.

      آینده را تصاویر ذهنی انسان می‌سازد
      وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟ آیا می‌دانید این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ فکر شما امواجی تولید می‌کند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما می‌شود و او با شما تماس می‌گیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق می‌کند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر می‌گیرید و به آن فکر می‌کنید امکان وقوع آن را به طرز چشم‌گیری قطعی می‌کنید.

      تصاویر ذهنی شما، به‌سوی شما باز می‌گردند.
      زندگی مانند آینه‌ای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس می‌کند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت، دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین می‌بینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینه‌جو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.
       
      همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید
      امیدوار باشید ( امید، همان ایمان است ) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن شماست و ناامیدی بدترین جنبه آن است. هنگامی‌که از رویدادی ناامید می‌شوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند می‌بندید، در حالی‌که وقتی به آینده امیدوارید و دعا می‌کنید، رحمت خداوند را به‌سوی خود می‌کشید.

      اگر می‌خواهید در این آینه کروی، آنچه به‌سویتان می‌آید زیبا و شادی بخش باشد، همان‌طور بیندیشید 

      اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بدبختی و اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترین‌ها را داشته باشید و ذهن خود را مملو از تصاویر و اتفاقات مثبت و زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد.

      ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است

      امید جاده‌ای است روشن که به مقصود نهایی، منتهی می‌شود.

      دربارهٔ آینده صحبت کنید. سعی کنید در استفاده از کلمات، آنهائی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالب‌های فکری نادرست کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن گفتن از قدرت نفوذ کلام خود، نهایت بهره را ببرید. با کلمات امیدوار کننده، در خود شور و شوق ایجاد کنید. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کرده‌اید که معروف به منفی‌بافی هستند؟ آیا هرگز دقت کرده‌اید که همین افراد تا چه میزان ( نسبت به دیگران ) بیشتر دچار بد شانسی و بد بیاری می‌شوند؟ فکر می‌کنید علت چیست؟ مسلماً علت این امر، منفی‌بافی درونی خود آنهاست. در گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتند می‌گفتند: نفوس بد نزنید یا نفوس خوب بزنید. این اصطلاح نیر دقیقاً به همین اصل باز می‌گردد که شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید.




      • کلاس درس www.classdars.blog.ir
    • جدید ترین مطلب در همین سایت 


    در این باره فکر کنید: هرآنچه ما انجام می دهیم از یک اندیشه آغاز می شود. هر عمل، هر کلمه، هر ابداع از تجسم های ما بوجود آمده است. توانایی دیدن چیزها قبل از اینکه رخ دهند ما را قادر می سازد تا رویاهای خود را دنبال کنیم و در نهایت آنها را انجام دهیم. در واقع، تجسم بهتر آینده ای که به دنبالش هستیم، شانس ما را در تحقق آن افزایش می دهد.



    آموزش ذهن، آموزش جسم است

    مغز نمی تواند بین یک اقدام واقعی با یک اقدام ذهنی تفاوتی را دریابد. تحقیقاتی که در این باره انجام شده نشان می دهد که تفکر درباره یک اقدام، حتی اگر بدن ما در حالت استراحت باشد، منجر به تحریک و فعالیت رشته های عصبی مرتبط در مغز می شود به گونه ای که واقعاً آن کارها را انجام داده اید.

    برای تجربه بهتر این موضوع، این تمرین را انجام دهید: سعی کنید که در دهان خود بزاق (آب دهان) تولید کنید. کار خیلی سختی است.حال تجسم کنید که یک آلوی نرم ورسیده، ترش و آبدار در دهان خود دارید و با زبان خود، آن را به این طرف و آن طرف دهان خود می اندازید. در این حالت به سادگی، بزاق دهان تولید می شود

    این هم یک خبر خوب: آموزش های ذهنی می تواند تقریباً تمام مهارت های ما را بهبود داده و سرعت ما را در رسیدن به هدف افزایش دهد

    به عنوان مثال، بسیاری از روانشناسان و مربیان پرورشی، تمرین های ذهنی را برای هر نوع کاری توصیه می کنند. اینها معمولاً اجتماعی یا مرتبط با کار هستند: برای افزایش اعتماد به نفس، برگزاری روان یک جلسه یا مصاحبه یا افزایش کارایی روزانه. بیشترین تشویق برای استفاده از تصور در مورد ورزشکاران اعمال می شود تا بتوانند تکنیک های کاری شان را بالابرده و تشویق به فعالیت و پیشرفت بیشتر شوند. در مصاحبه ای که با قهرمان های رتبه اول المپیک، مشخص شد که بسیاری از آنان از تجسم استفاده کردند، نه تنها در انجام تکنیک های ورزشی بلکه برای بوجودآوردن احساس برنده شدن

    5 تکنیک کاربردی جهت تجسم

    این تکنیک ها از ساده به پیچیده، مرتب شده اند. زمانی سراغ تمرین بعدی شوید که در تمرین اول به اندازه کافی مهارت کسب کرده اید. هیچ عجله ای نیست. هر چقدر که خواستید روی یک تکنیک بمانید

    تکنیک اول:

    عکسی را انتخاب کنید و روی آنالیز و تحلیل آن زمان بگذارید. هرچقدر می توانید، جزئیات آن را به خاطر بسپارید. سپس چشمانتان را ببندید و سعی کنید که این تصویر را در ذهنتان تجسم کنید. سعی کنید که تصویر ذهنی شما هرچه بیشتر این موارد را داشته باشد: رنگ ها، پرندگان در آسمان، چروک های روی صورت و هرآنچه که در تصویر اصلی هست. چشمانتان را باز کنید و ببینید که چه جزئیاتی را از قلم انداخته اید. این کار را تا جایی ادامه دهید که بتوانید تصویر اصلی را به خوبی مجسم کنید

    تکنیک دوم:

    در این تکنیک به صورت سه بعدی کار می کنیم. حالا یک شی کوچکی را برداید مثلاً کلید یا قلمتان را. مجدداً آن را آنالیز کرده و به خاطر بسپارید. زمان بگیرید.

    حالا چشمانتان را ببندید و آن شی را در ذهن خود مجسم کنید. چالش این تمرین، چرخاندن شی در ذهن است. تمام جزئیات را ببینید اما از تمام زوایا. اگر راحت هستید، محیط اطراف آن را هم به تجسم بکشید. آن را روی یک میز خیالی بگذارید. بر آن کمی نور بتابانید و سایه آن شی را به تصویر بکشید

    تکنیک سوم:

    این تکنیک بر اساس تکنیک دوم ساخته می شود. برای برخی از افراد سخت است اما برخی هم آن را راحت یاد می گیرند. در این جا همان شکل کوچک را تجسم کنید اما با چشمان باز. آن را در دنیای واقعی ببینید، درست در جلوی خودتان. مجدداً آن را حرکت دهید، بچرخانید و با آن بازی کنید. ببنید که چگونه جلوی دیگر اشیائی که پیش رویتان است قرار می گیرد. تجسم کنید که روی کی بردتان است، سایه آن را روی موس ببینید یا با آن به فنجان چای خود ضربه بزنید.

    تکنیک چهارم:

    در این مرحله، شما را به داخل تصویر می بریم. یک محل زیبا را تجسم کنید. من دوست دارم که ساحل مورد علاقه ام را به مجسم کنم. حال خود را در آن منظره ببینید. مهم است که خود را در آن جا ببینید نه اینکه درباره آن فکر کنید.

    دیگر حس های خود را هم به میدان بکشید. چه صدایی را می شنوید؟ آیا صدای حرکت برگ ها در اثر باد را می شنوید؟ آیا صدای گفتگوی مردم در پشت سر خود را می شنوید؟ با احساس لامسه چطورید؟ آیا شن هایی که بر روی آن ایستاده اید را احساس می کنید؟ با بوییدن چطورید؟ آیامی توانید خوردن یک بستنی را تجسم کنید و احساس کنید که از گلوی شما پایین می رود؟

    مجدداً مطمئن شوید که در صحنه هستید نه اینکه فقط درباره اش فکر می کنید. این فیلم ذهنی را هرچه با وضوح و جزئیات بیشتر ببینید.

    تکنیک پنجم:

    در آخرین تکنیک، قصد داریم که چیزهایی کمی زنده تر ایجاد کنیم. تصویر تمرین قبل را تجسم کنید. حالا شروع کنید در حرکت و گذر از میان چیزها. صخره ای را بگیرید. روی یک نیمکت بنشینید. در آب بدوید. روی شن ها بقلتید.

    حالا کس دیگری را هم اضافه کنید. معشوق خود را تصور کنید که با هم در حال رقص هستید. یا دوستتان را تصور کنید که در حال گفتگو با او هستید. تصور کنید که وقتی برایش جوکی تعریف می کنید، می خندد. حال تصور کنید که روی شانه شما می زند. چه احساسی خواهید داشت؟

    جزئیات و واقع گرایی

    علت اینکه بر جزئیات و واقع گرایی تاکید می کنیم این است که بدون آنها، تمرین اثربخش نیست. اگر من از تو بپرسم که خود را حال انجام کار مطلوبت تجسم کن (حال در یک جلسه یا یک کار ورزشی) شما احتمالاً خودت را می بینی که مستقیماً در حال اجرای کار هستی. شما به خوبی و در عین خونسردی کارتان را انجام می دهید. این احساس خوبی دارد و باعث انگیزه می شود اما در واقع چنین کاری اتلاف وقت است

    واقع گرایی، مهم ترین جنبه تجسم است. سربازان باید در تمرین هایشان، همان شرایطی را داشته باشند که در میدان واقعی مبارزه با آن روبرو هستند. تمرین صرف با بازی های کامپیوتری یا در میدان های پینت بال، کافی نیست

    تمرین های ذهنی نیز چنین هستند. هرچیز تا آنجا که می تواند باید واقعی باشد. من یک بوکسور آماتور بودم و برای موفقیت، تجسم می کردم. اولین فیلم های ذهنی ام، مانند محمد علی، ضربه می زدم. اما واقعیت به زودی مشتی بر صورتم زد، در اولین مبارزه با یک حریف واقعی، از پا در آمدم

    تا آن زمان، تجسم های من کاملاٌ فانتزی بود، مانند ساختن قصری در هوا. من داشتم وقتم را تلف می کردم. اما از زمانی که تجسم را به صورت درستی انجام دادم، متوجه شدم که تمام خطاهای خود را مرتکب می شوم، حتی در تمرین های ذهنی. قلبم تندتر می زد، مشت هایم گره می شد و همان ترس واقعی بر من مستولی می شد. تمام این ها در حالی بود که فقط روی نیمکت نشسته بودم

    آیا این بدین معنی بود که شکست خوردم؟ نه معنی اش این بود که پیروز شدم. از آن زمان به بعد، تمرین های ذهنی من، در خدمتم بود. چون تمام ضعف ها و ترس ها در رینگ ذهنی من بود و هرپیشرفتی که در آن داشتم در جهان واقعی هم به تحقق می پیوست

    به کارگیری تجسم در اهداف

    تجسم ابزار قدرتمندی است که شما را در تحقق اهدافتان یاری می دهد. برای استفاده از تجسم در تحقق اهداف به نکات زیر توجه کنید

    به جنبه مثبت کار تمرکز کنید. یک خطای عمومی این است که به جنبه منفی هدفتان تمرکز کنید. مثلاً کسی که می خواهد لاغر شود عکس افرادی با شکم های چاق را در اتاقش بزند و فکر کند که این کار او را تشویق می کند. با تمرکز بر چاقی، فرد تنها چاق تر می شود. باید فرد خود را لاغر تصور کند

    آن را داشته باشید، نه آنکه آن را بخواهید. به چیزهایی فکر کنید که واقعاً آن را می خواهید. حال، آیا شما آن را دارید؟ احتمالاً نه. اغلب اوقات خواستن در خلاف داشتن است. بنابراین هنگام تجسم، درباره داشتن چیزی فکر نکنید، خود را در وضعیتی ببینید که آن را دارید

    استمرار داشته باشید. شما باید برای اینکار سخت کوش باشید. ذهن شما مانند یک عضله است، همانند عضلات بدن تان. ورزشکاران بدنسازی، اندازه تمرین هایشان را کم نمی کنند و هر روز دو دقیقه مدت زمان تمرین هایشان را افزایش می دهند. آنها برای کسب هدفشان سخت می کوشند. هدف خود را ، دغدغه خود کنید و پی در پی به آن بپردازید

    دقیق باشید. بسیاری از افراد، اهداف مبهم دارند. آنها به صورت مبهم می خواهند که ثروتمند شوند یا به جای خوبی سفر کنند. کجا؟ در این باره خیلی فکر نکرده اند. مانند کسی که به فروشگاهی می رود تا یک چیز مبهم بخرد. هیچ اتفاقی نمی افتد. شما باید هدف مشخصی داشته باشید: من میخواهم به سوپر مارکت بروم تا یک شامپو و مسواک بخرم. هدف شما نیز مانند این است. تا آنجا که می توانید جزئیات هدف خود را معلوم کنید: دقیقاً چقدر پول می خواهید، از یک جلسه انتظار چه خروجی هایی را دارید و مواردی از این دست

    حتی اگر نابغه نباشید، می توانید از استراتژی های کسانی مثل ارسطو و انیشتین، برای تقویت قدرت خلاقیت و اداره ی بهتر زندگیتان استفاده کنید. در این مقاله 8 استراتژی مهم برایتان آورده ایم که شما را تشویق می کند تا به جای پروراندن فکرها و تصورات بیهوده، کارآمد و مفید فکر کنید تا راه حل مشکلاتتان را خودتان به دست آورید.

    1. به مشکلات از جوانب مختلف نگاه کنید، و دیدگاه های جدیدی را انتخاب کنید که کسان دیگری از آن استفاده نمی کنند.

    لئوناردوداوینچی عقیده داشت که برای به دست آوردن علم در مورد یک مشکل، باید یاد بگیرید که چطور آن مشکل را به راه های مختلف بازسازی کنید. او می گفت همیشه اولین رویکرد او به یک مشکل کمی متعصبانه بوده است. به همین دلیل سعی داشت تا مشکلات را از جوانب مختلف بررسی کند.

    2. تجسم کنید!

    انیشتین وقتی به حل یک مشکل فکر می کرد، سعی می کرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهای مختلف به چند طریق ممکن فرموله کند. او راه حل ها را تجسم می کرد. عقیده داشت که کلمات و اعداد به آن شکل نقش مهمی در فکر کردن در مورد راه حل یک مشکل ندارند.

    3. ایجاد کنید! یکی از ویژگی های متمایز نابغه ها استعداد تولیدی و زایایی آنهاست.

    توماس ادیسون 1،093 حق ثبت اختراع داشت. او با با ارائه ی فکر و تدبیر، سودمندی وسایل اختراعی خود را تضمین می کرد. دین کِیت از دانشگاه کالیفرنیا در مطالعه ی 2،036 مخترع تاریخ، به اثبات رساند که بزرگترین دانشمندان نه تنها آثار فوق العاده ای می ساختند، بلکه آثار بد و به درد نخوری هم در کارنامه ی خود داشته اند. آنها از شکست نمی ترسیدند، و آنقدر تلاش کردند تا به موفقیت دست یافتند.

    4. ترکیبات جدید بسازید. افکار، ایده ها، تصاویر و اندیشه هایتان را ترکیب کنید و دوباره ترکیب کنید و آنها را بصورت ترکیبات مختلف درآورید، هرچند که طبیعی و مناسب نباشند.

    قانون های توارث که علم جدید ژنتیک برپایه ی آن قرار داده شده توسط راهب استرالیایی گریگو مندل مطرح شده که ریاضیات و بیولوژی را برای ایجاد یک علم جدید با هم ترکیب کرد.

    5. رابطه سازی کنید. بین موضوعات نامشابه ارتباط ایجاد کنید.

    داوینچی قادر بود بین صدای زنگ و آب ارتباط ایجاد کند. ساموئل مورس توانست با مشاهده ی ایستگاه های حمل و نقلی توسط اسب، ایستگاه های تقویت کننده ای برای سیگنال های تلگراف اختراع کند.

    6. متضاد فکر کنید.

    فیزیکدان معروف نیلز بوهر عقیده داشت که اگر متضادها را کنار هم بیاورید، خواهید دید که افکار و اندیش تان به مرحله ی جدید منتقل می شود. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم یک موج باعث شد به اصل تکمیل برسد. افکار معلق و مسکوت می تواند به شما برای خلق یک شکل جدید کمک کند.

    7. استعاری فکر کنید.

    ارسطو استعاره را یکی از علامت های نوابغ می دانست. و عقیده داشت که هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، یک نابغه است.

    8. خود را برای شانس آماده کنید.

    هرچه برای انجام کاری تلاش کنیم و شکست بخوریم، مشغول کاری دیگر خواهیم شد. این اولین اصل تصادف خلاقانه است. شکست زمانی میتواند سودمند باشد که ما به آن بعنوان یک نتیجه بی حاصل فکر نکنیم. به جای این، روند کار، مؤلفه های آن، و طریقه تغییر آنها را تحلیل کنیم تا به نتیجه برسیم. نپرسید: "چرا من شکست خوردم؟!" بپرسید: "چه کرده ام؟!" 


    دستیابی به آرامش، اعتماد به نفس ، تندرستی و موفقیت 
    اثر : شاکتی گواین 
    مترجم : دکتر نرگس شکفته 
    قسمت اول : اصول کلیدی تجسم خلاق 
    هر لحظه از زندگیتان پر از خلاقیت است و نعمت های بی شماری در عالم هستی (کائنات) وجود دارد . 
    باید اهدافتان را واضح و روشن مشخص کنید و برای رسیدن به آن رغبت داشته باشید تا به سوی شما بیایند . 
    تجسم خلاق چیست ؟
    تجسم خلاق روش استفاده از تخیلات و تصورات شما برای به دست آوردن آن چه در زندگی تان می خواهید با استفاده از روش های ارائه شده در این کتاب می توانید به اهداف و خواسته های تان از جمله سلامتی ، لذت دوست داشتن موفقیت در روابط زناشویی ، کسب ثروت، موفقیت در کار و زندگی و ... برسید . قدرت تخیل توانایی اجاد یک فکر ، یک تصویر ذهنی یا یک احساس است . باید با انرژی مثبت بر روی فکر ، احساس یا تصویری روشن و واضح آن قدر تمرکز کنید تا به واقعیت تبدیل شود و به هدف مورد نظرتان یعنی همان چیزی که تصور می کردید برسید سعی کنید درحالت مدیتیشن یعنی در وضعیتی ساکت و آرام و متفکرانه و هوشیار قرار بگیرید پس از رسیدن به این آرامش تصور کنید در محیط دلخواه تان قرار گرفتید از این وضعیت لذت می برید و رضایت کامل دارید و هماهنگ و تاثیر گذار بر سایرین کار می کنید این وضعیت را با تمام جزئیات مثلا ساعت های کار مورد نظرتان حقوق دلخواه تان و مسئولیت هایی که دوست دارید بر عهده داشته باشید در ذهن تان مجسم کنید و این احساس را طوری در خود تقویت کنید که این وضعیت را با تمام جزئیات آن قبلا تجربه کرده اید این تمرین ساده و کوتاه را روزی دوبار انجام دهید و در مورد آن فکر کنید و شانس خود را برای رسیدن به موفقیت و کسب هدف ایده آل تان را افزایش دهید . با این روش نمی توان رفتار دیگران را کنترل کرد که بر خلاف میل باطنی شان کار می کنند کاربرد این روش برای از میان برداشتن موانع درونی در جهت رسیدن به یک هماهنگی طبیعی است . 
    روش کار تجسم خلاق
    1- جهان مادی منشع انرژی است : جهانی که ما در آن زندگی میکنیم از انرژی تشکیل شده است شاید ما سطوح مختلف اشیا را با حس هایی فیزیکی ظاهرا جدا از هم بدانیم اما در واقع تمام اشیاء از بزرگ ترین آن گرفته تا کوچک ترین زره که شامل اتم و کوچک تر از آن است به انرژی محض تبدیل می شوند . فکر دارای یک انرژی نسبتا خوب است بنابرای خیلی سریع تغییر می کند ماده از انرژی نسبتا غلیظ و متراکم تری تشکیل شده ، به همین خاطر آهسته تر تغییر می کند . 
    2- انرژی خواص مغناطیستی دارد : بر اساس قوانین فیزیکی نیروهای دارای کیفیت و ارتعاش مشابه یکدیگر را جذب می کنند همچنین احساسات نیز از انرژی مغناطیستی برخوردارند که این انرژی را از طبیعت مشابه خود جذب می کند ما می توانیم این اصل را در کارهای روزانه مان مشاهده کنیم برای مثال موقعی که به طور اتفاقی کسی را ببینیم که همان موقع به او فکر می کنیم . 
    3- فرم تابع افکار است :  فکر بر خلاف صورت های غلیظ تر انرژی از سرعت و تحرک بالایی برخوردار است. فکر انجام دادن کاری یا ساختن چیزی از اجزای آن سبقت می گیرد یعنی انجام هر کاری ابتدا به صورت یک فکر یا تصور ایجاد می شود . 
    تجسم همانند نقشه ای است که یک تصور را برای ما به صورت یک شکل ایجاد می کند سپس انرژی را در یک میدان مغناطیستی جذب کرده و آن را به طرف تشکیل آن شکل راهنمایی می کند . 
    4- قانون تشعشع و جاذبه : بر اساس قانون سوم نیوتن هر عمل عکس العملی دارد مساوی و در جهت خلاف آن منظور این است که با توجه به باورها و افکارمان ، آن چه انتظار وقوع آن را داریم و قویا به طور واضح آن را تجسم می کنیم در زندگیمان به آن جهت جذب خواهیم شد . وقتی افکار منفی را در ذهن مان پرورش می دهیم و احساس نا امنی و ترس میکنیم از همان افراد وشرایطی که دوری می کنیم به سراغ مان می آید . از طرفی با پرورش احساسات مثبت و تجسم شادی به سمت افراد و موقعیت های مناسب متمایل خواهیم شد . 
    5- استفاده از تجسم خلاق : تغییر فقط توسط تفکر مثبت رخ نمی دهد بلکه نیاز به جستجو و کشف عمیق ترین و اصلی ترین رفتارهای روزانه و سپس تغییر آن ها دارید . ابتدا ممکن است شما از تجسم خلاق در دوه های خاص و برای اهداف معین استفاده کنید با تمرین و تکرار این کا را به عادت تبدیل کنید . با این کار اعتماد به نفس شما افزایش یافته و به نتایج مطلوب خواهید رسید . مزیت دیگر تجسم خلاق این است که می توانید لحظه لحظه زندگیتان را آن گونه که شایسته است خلق کنید .
    یک تمرین ساده برای تجسم خلاق
    ابتدا موضوعی را که تا اندازه ای تصور تحقق آن برای تان ساده باشد انتخاب کنید مثلا بهبود زندگیتان را در یک مکان ساکت که کسی مزاحم شما نشود در وضعیتی راحت بنشیندبدن تان را کاملا اش کنی این راز بزرگ انگشتان پا شروع کنید و تا پوست سرتان ادامه دهید با این کار احساس لذت بخشی به شما دست خواهد داد در حالی که تجسم یا تصویر موضوع مورد نظرتان را در ذن خود نگه داشته اید با صدای بلندبه خودتان عباراتی شبیه این جملات بگویید : 
    من اکنون تعطیلات آخر هفته خیلی خوبی را در کوه ها می گذرانم . چه تعطیلات زیبایی ، یا من منظره زیبایی که از آپارتمانم دیده می شود خیلی دوست دارم استفاده از این عبارات + که قسمت مهمی از تجسم خلاق می باشد . این جملات به ما می گویند وضعیتی متفاوت و حتی بهتر از آن چیزی که فکر می کردید در اظنتار شما خواهد بود . اگر احساس شک و تردید دارید یا دچار فکر های متفاوت شده اید در برابر این افکار مقاومت نکنید و در غیر این صورت قدرت آن ها افزایش می یابد حتی اجازه دهید در ذهن تان جریان یابد آنگاه با به کار بردن جملات + به تجسم خود ادامه دهید . این تمرین را روز 5 دقیقه یا نیم ساعت انجام دهید . 
    اهمیت قرار گرفتن در وضعیت ریلکس 
    برای استفاده از تجسم خلاق اولین چیزی که باید یاد بگیرید این است که آرام آرام ذهن و بدن تان را شل کنید تا به عمق آرامش برسید این حالت باعث تغییر سرعت امواج مغز و آهسته تر شدن آن می شود این وضعیت را سطح آلفا می گویند . 
    سطح تبا موقعی است که در حالت بیداری و خودآگاهی معمولی قرار دارید. 
    بهترین زمان برای انجام تجسم خلاق شب دقیقا قبل از خواب یا صبح ، بلافاصله پس از بیداری 
    روش تجسم : 
    همین که بتوانید بر روی موضوعی که در ذهنتان فکر کنید یا آن را ببینید و یا احساس کنید برای ادامه کار کافی است . 
    مشکلات خاص تجسم : 
    ممکن است شخصی تاحساس کند قادر به تجسم کردن نیست معمولا این حالت ناشی از یک نوع ترس است . به طور مثال یکی از دانشجویان هنگام مدیتیشین خوابش می برد که علت آن ترس ناشی از احساسات عاطفی زیادی بود . 
    4 گام اصلی برای تجسم خلاق : 
    1- هدفتان را مشخص کنید 
    2- افکار و رویدادهایتان را واضح و روشن ایجاد کنید (ساختن تصویر ذهنی)
    3- اغلب بر روی آن تمرکز کنید 
    4- به آن انرژی مثبت بدهید (با عبارات تاکیدی)
    اغلب وقتی ما به نتیجه می رسیم و یا به چیزهایی که ذهن مان مجسم می کردیم دست پیدا می کنیم دیگر فراموش می کنیم که موفق شده ایم بنابراین پس از رسیدن به هدفتان از خود تشکر و قدردانی کنید و خداوند را به خاطر این موفقیت شاکر باشید
    تجسم خلاق فقط در جهت کارهای خوب است 
    قدرت تجسم خلاق برای کارهای مفید کاربرد ندارد ، تجسم خلاق وسیله ای است برای برطرف کردن موانعی که خودمان در مسیر جریان عادی و موزون عالم هستی ایجاد کرده ایم . اگر کسی سعی کند از این روش نیرومند برای مقاصد معنی یا خودخواهانه استفاده کند ناآگاهی او را از قانون کاری می رساند . هر کاری که انجام دهید نتیجه اش به خودتان برمی گردد. 
    به طور مثال : مجسم نکنید که مشخص بالاتر از شما از کار بی کار شده بلکه تجسم کنید که او به شغل بالاتری ارتقا پیدا کرده 
    تاکید ها :
    تاکید ها یکی از مهمترین عناصر تجسم خلاق است ، تاکید وسیله ای برای محکم شدن است . 
    تاکید راهی محکم برای رسیدن به چیزی است که تصویرش را در ذهنتان می سازید . 
    ذهن مشغول حرف زدن با خود است یک تفسیر بی پایان درباره زندگی خود ما و مسائل دیگران 
    آنچه در افکارمان به خود می گوییم اساس واقعیت های ما را تشکیل می دهد 
    اگر شما روزانه ده دقیقه به صورت آگاهانه جملات تاکیدی را تکرار کنید پس از مدتی عادات کهنه و منفی را کنار گذاشت به طور مثال می توانید به خودتان بگویید : من توانایی انجام این کار را دارم من از زندگی ام راضی و خوشحال هستم 
    در مورد جملات تاکیدی موارد زیر را در نظر داشته باشید : 
    1- همیشه عبارات تاکیدی را در زمان حال به کار بدهید نه آینده به طور مثال نگویید یک کار جدید و عالی به دست خواهم آورد بلکه بگویید من اکنون یک کار جدید و عالی دارم 
    2- همیشه عبارات تاکیدی را در مثبت ترین حالت بیان کنید . مثلا نگویید : صبح دیر از خواب بیدار نمی شوم بلکه با اطمینان بگویید : من صبح زود با انرژی بیدار می شوم 
    3- استفاده از عبارات تاکیدی واضح و روشن و در عین حال ساده که به احساس قوی را به ذهن شما منتقل کند موثرتر است . 
    4- همیشه عبارات تاکیدی مثبتی را که احساس می کنید در مورد شما صحیح است را انتخاب کنید . 
    5- برای این که در مقابل تغییر و دگرگونی مثبت مقاومت نکنید باید احساس کنید که کار جدیدی را آغاز کرده اید و از این بابت خوشحال باشید و فکر نکنید مجبورید یک کار قدیمی را دوباره انجام می دهید 
    6- عبارت تاکیدی ضدیتی با احساسات یا عواطف شما ندارند و در صد تغییر آن ها نیستند . 
    7- تا آن جا که ممکن است این باور و احساس را در خودتان ایجاد کنید که عبارات تاکیدی مثبت می توانند باعث موفقیت شما شوند . 
    نکته : به جای گفتن عادی عبارات تاکیدی سعی کنید با تمام وجود آن ها را احساس کنید 
    نکته : نیرومندترین و الهام بخش ترین عبارات تاکیدی آنهایی هستند که با نام خداوند شروع می شوند . مثلا اکنون خداوند با قدرت بی پایانش به من کمک می کند تا بهترین راه را انتخاب کنم 
    قسمت دوم : کاربرد تجسم خلاق 
    آن چه را بپرسید به شما داده خواهد شد . آن چه را که جستجو کنید خواهید یافت – ضربه بزنید به روی شما باز خواهد شد . هر کس بپرسد خواهد یافت و هر کس جستجو کند پیدا خواهد کرد وهر کس ضربه بزند به روی او باز خواهد شد . 
    تجسم خلاق را جزیی از زندگی تان قرار دهید 
    بهترین کار برای یادگیری تجسم خلاق این است که حداقل زمان کوتاهی از وقت خود را به تمرین و تکرار این کار اختصاص دهید هر روز صبح ، شب قبل از خواب و حتی اگر فرصت داشتید وسط روز پانزده دقیقه وقت خودتان را صرف مدیتیشن و تجسم خلاق کنید. همیشه تمرین ها مدیتیشین را با تمدد اعصاب شروع کنید آن وقت تجسم خلاق را با عبارات تاکیدی که آرزویش را دارید ادامه دهید تجسم خلاق با اندکی تمرین و تکرار راههای جدید فکر کردن را به شما می آموزد و هم چنین شما می آموزید چگونه مشکلات و مسائل خود را حل کنید . 
    هستی ، انجام دادن و داشتن 
    زندگی از سه وجه تشکیل شده : هستی ، انجام دادن و داشتن 
    هستی یا بودن تجربه اصلی وزنده در لحظه حاضر است ، انجام دادن جنبش و فعالیتی است که از نیروی عادی و خلاق ناشی می شود وتوسط هر موجود زنده جاری می شود و منبع زنده بودن ما است ، داشتن مربوط به رابطه ، با اجتماعی است که در آن زندگی می کنیم در این حالت ما اجازه می دهیم دیگران وارد زندگی می شوند و به راحتی آنها را می پذیریم . 
    این سه مورد به طور همزمان وجود دارند اغلب مردم در زندگیشان معکوس عمل می کنند آن ها برای بدست آوردن چیزهای مورد علاقه شان سعی می کنند کارهایی انجام دهند تا پول بیشتری بدست آورند به این ترتیب آن ها خوشحال تر خواهند بود در صورتی که شما ابتدا باید همان چیزی باشید که هستید آن وقت آن چه را که لازم است انجام دهید ، به این ترتیب آن چه را که بخواهید شما دارید .
    سه عنصر مورد نیاز
    عناصر سه گانه و تعیین کننده میزان موفقیت تجسم خلاق
    1- هدف : باید به کاری که تجسم می کنید قلبا تمایل داشته باشید 
    2- اعتقاد : اگر نسبت به هدفی که انتخاب کرده اید اعتقاد راسخ داشته باشید با اطمینان بیشتری عمل خواهید کرد . 
    3- پذیرش : باید باتمام وجود هدف مورد علاقه تان را بپذیرد و در جستجوی آن رغبت زیادی داشته باشید .
    با خود برترتان ارتباط برقرار کنید 
    یکی از مهمترین قدم ها در ساختن تجسم خلاق موثر اتصال به منبع روحانی درون تان است . منبع روحی شما همان عشق بی پایان فرزانه و خردمند و قدرت کائنات است . 
    شنوا : در طی مدیتیشن وقتی به حالت آرامش در می آیید یک کامال ارتباطی بین شما و خویشتن خردمندتان باز می شود و به راهنمایی شما می پردازد به طوری که می توانید سوالات خود را بپرسید و منتظر پاسخ ها بمانید که به صورت واژه ها یا تجسم خلاق و یا از طریق یک احساس می آیند . 
    فعال : وقتی سرنوشت تان در دست گرفتید احساس می کنید که قدرت انتخاب دارید و می توانید از طریق قدرت فرزانه نامتناهی الهی که خداوند در وجودتان نهاده است توسط تجسم خلاق به اهداف و خوسته های تان برسید 
    پیش رفتن با جریان 
    تنها راه کاربرد موثر تجسم خلاق استفاده از روش تائو است منظور این است که شما مجبور نیستید سعی وتلاش زیادی بکنید شما به آسانی می توانید به جایی که می خواهید بروید و در ذهن تان واضح و روشن تجسم کنید سپس صبورانه و هماهنگ در جهت جریان رودخانه به زندگی تان ادامه دهید . 
    خود را در بهترین شرایط بپذیرید . 
    برای رسیدن به خواسته های تان در زندگی از طریق تجسم خلاق باید بپذیرید که شما مستحق بهترین زندگی هستید عجیب این که خیلی ها در پذیرفتن خودشان مشکل دارند و فکر می کنند قادر نیستند به خواسته های شان برسند این باورهای غلط ریشه در دوران کودکی ما دارد . اگر شما احساس می کنید نمیتوانید در عالی ترین وضعیت خودتان را تجسم کنید یا با خودتان فکر می کنید احتمالا من هرگز نمی توانم به خواسته هایم برسم در این صورت باید به دقت تصویری از خودتان را در ذهن خود مجسم کنید این تصویر بیانگر احساس شما راجع به خودتان است . هر موقع نسبت به خودتان احساس خوبی نداشتید با بیان جملات مثبت از خودتان قدردانی و تشکر کنید . 
    قسمت سوم : مدیتیشن و تاکید ها(وقتی مصمم به اجرای فرمانی باشی ، بی شعار به تو داده خواهد شد ونور بر فراز روش های تو خواهد درخشی)
    ایجاد یک مکان آرام بخش
    ساختن یک مکان آرام بخش در درون خودتان یکی از چیزهایی است که درموقع تجسم خلاق باید به آن بپردازید این مکان جایی است که شما می توانید هر زمان که دوست داشته باشید آن جا بروید این تمرین را انجام دهید . 
    چشم های تان را ببینید و در یک وضعیت راحت خودتان را در یک طبیعت زیبا تجسم کنید این مکان می تواند یک علفزار جنگل و کنار دریا حتی زیر اقیانوس این مکان را با تمام جزئیات دیدنی ، شنیدنی و بویایی اساس کنید یا این مکان را هر طوری که دوست دارید بسازید مثلا خانه ای زیبا و راحت و با یک نور طلایی که آن جا را محافظت کند باید طوری باشد که در آن جا احساس لذت کنید و برای شما آرام بخش باشد با تجسم خلاق می توانید هر وقت که دوست داشتید در این مکان تغییراتی ایجاد کنید یا این که دوباره آن را بسازید . 
    درمان با مدیتیشن 
    اکنون به بررسی های تکنیک های مدیتیشن در مورد درمان خودمان و دیگران می پردازیم : 
    درمان خود : مدیتیشن می تواند در کشف علت بیماری و بهبود آن کمک کند بنشینید یا دراز بکشید و نفس عمیق بکشید ریلکس شوید شروع کنید از انگشتان پا تا قسمت های مختلف بدن تان و به همگی بگویید که ریلکس شونددر صورت تمایل مدیتیشن بازکردن مراکز نیرو را انجام دهید تا انرژی تان به طور کامل جریان یابد اکنون به طور واضح و روشن انرژی بهبود بخشیدن را در اطراف خود تجسم کنید آن را احساس کنید و از این حس لذت ببرید اگر قسمت خاصی از بدن تان بیمار است یا درد دارد از آن عضو بپرسید : 
    پیامی برای شما دارد ؟ آیا موضوعی هست که باید متوجه شوید ؟ برای چند دقیقه ساکت بمانید می توانید از واژه های تاکیدی یا تصاویر ذهنی استفاده کنید دقت کنید احساسات تان به شما جواب پرسش ها را می دهد یا نه . اگر جوابتان را نگرفتید دوباره ادامه دهید . 
    بهبود بخشیدن دیگران : این مدیتیشن را در تنهایی انجام دهید شما می توانید به شخصی که برایش این مدیتیشن را انجام دهید چیزی نگویید مگر این که خودش از شما درخواست کند که این مدیتیشن را برایش انجام دهید سعی کنید به طور کامل ریلکس شوید و سپس خودتان را به عنوان یک کانال روشن تجسم کنید که نیروی بهبود بخشیدن کائنات را دریافت می کند و به طرف کسی که به این نیرو نیاز دارد می فرستد اکنون شخصی که قرار است بهبود یابد را مجسم کنید از او سوال کنید از او سوال کنید آیا دوست دارد در هنگام مدیتیشن کار خاصی برایش انجام دهید . اگر شما احساس می کنید باید قسمت خاصی از بدنش را از طریق مدیتیشن انجام دهید حتما بر روی این قسمت متمرکز شوید . کارتان را به دقت انجام دهید تا بهبودی کامل حاصل شود . اکنون آن فرد را در یک نور طلایی که اطرافش را احاطه کرده سالم و خوشحال تجسم کنید به طور مستقیم در ذهنتان با او محبت کنید و به او بگویید که به وسیله نیروی کائنات می تواند بهبود یابد . 
    قسمت چهارم : تکنیک های ویژه
    با داشتن راز روابط درست انسان و سایر موجودات با راهنمایی کائنات قادر به پیشگویی بودند . جی آلن بون 
    یک دفتر یادداشت برای تجسم خلاق 
    برای شروع کار با دفتر یادداشت به توصیه های زیر عمل کنید : 
    1- تاکید ها : فهرستی از واژه های تاکیدی مورد نظرتان را یادداشت کنی . 
    2- فهرست جاری شدن : فهرستی از راههایی که می توانند به شما در کسب ثروت ، عشق و قدردانی ، دوستی و غیره کمک کنند را یادداشت کنید 
    3- فهرست موفقیت : فهرستی از مواردی که احساس می کنید با انجام آن ها موفق بوده اید را بنویسید شامل تمام موفقیت های شما در زندگی و کارتان 
    4- فهرست قدردانی : فهرستی از تمام چیزهایی که شما قدردان آن هستید و چیزهایی که فکر می کنید در زندگی باید قدر آن را بدانید را بنویسید 
    5- فهرست احترام به خود: فهرستی از تمام خصوصیات مثبت تان تهیه کنید این به معنی خودخواهی نیست هر چه بیشتر احساسات عالی تان را بدانید خوشحال تر می شوید 
    6- فهرست قدردانی از خود : فهرستی از روش هایی که فکر می کنید باعث می شود با خودتان مهربان تر باشید را یادداشت کنید 
    7- فهرست کمک کردن و بهبود بخشیدن : فهرستی از اسامی افرادی که به نوعی احتیاج به کمک و بهبودی دارند را در دفتر یادداشت تان بنویسید 
    8- خیال ها و ایده های خلاق : تصورات ، رویاها و طرح ها که برای آینده تان دارید را در دفتر یادداشت تان مرتب کنید 
    شما چند دقیقه در روز یا یک ساعت در هفته را به این تمرینات اختصاص دهید
     
    قسمت پنجم : زندگی خلاق 
    تنها ابراز موفقیت آن چیزی است که باعث دگرگونی و رشد خودآگاهی انسان از مظاهر آشکار خداوند شود (دیوید اسپانگل)
    خودآگاهی خلاق

    تجسم خلاق فقط یک روش نیست بلکه یک حالت خودآگاهی است که باعث می شود عمیقا درک کنید و سازنده های پیوسته عالم وجودمان هستیم و در هر لحظه مسئولیتش را برعهده می گیریم ، بین ما و خداوند جدایی نیست ، ما مظهر نشانه های خلاق خداوندیم .

    تکنیک های حفظ کردن مطالب گوناگون

    چگونه می‌توانیم موفقیت خود در آموزش درس‌های حفظی را به حد اکثر برسانیم؟
    این پرسشی است که در این مقاله به آن پاسخ داده می‌شود. روش‌های پیشنهادی در این مقاله برگرفته از اصول و تجربیات روانشناسی نوین است.

    قانون اول تقویت حافظه: تجسم

    تجسم کلمه‌ای است همردیف حافظه

    سوال : بیاد بیاورید دستگیره درب منزل شما چه رنگی است وچه شکلی دارد ؟

    اگر بیاد آورده باشید حتما به این علت بوده که توانسته اید تصویر درب  منزل خودرا بیاد آورده باشید و این اتفاق زمانی انجام می شود که شما تصویر دستگیره درب خودرا خوب تجسم نموده باشید

    تجسم و حافظه دومفهوم کاملا به هم نزدیک هستند هر چه حافظه شما قوی تر باشد تجسم شما هم قویتر خواهد بود و هر چه تجسم شما قویتر باشه حافظتون قویتر خواهد بود

    پس این کلمه ها را خوب بخاطر می سپردید  اگر شما در اون یک دقیقه به اون کلمه ها نگاه می کردید متوجه می شدید که تمام اونها قابل تجسم بودند واگر شما هر کدام از اونها رو وقتی خوندید تو ذهنتون هم اونا رو تجسم میکردید حتما نمره خوبی می آوردید

    اگر هم میخواهید حافظه خود را تقویت کنید سعی کنید تجسم خودرا تقویت کنید و هر چیزی رو که میخواهید حفظ کنید تجسم کنید .

    اگزنمره شما خیلی پایین بوده حتما این کلمات را تجسم نکرده اید برای اینکه نمره نسبتا خوبی در این امتحان کسب کنید اولین کاری که باید انجام دهید این است که این کلمات را تجسم نمایید یعنی شما باید چشمان خود را ببندید هر یک از کلمات را خوب در ذهن خود مجسم نمایید .با چشم درون ببینید.

    قانون دوم تقویت حافظه: تداعی

    تداعی یعنی ارتباط بر قرار کردن با چیزی که میخواهید بخاطر بسپارید.

    سوال : نقشه ایران رو بهتر بیاد می آورید یا نقشه ترکیه رو؟

    حتی اگه شکل نقشه ترکیه ساده تر باشه وبهتر تو ذهن بمونه چون نقشه ایران به شما بیشتر مربوط میشه پس بهتر بیاد میارید البته من که شما رو نمی شناسم شاید اهل ترکیه باشید در اون صورت حتما نقشه ترکیه رو بهتر بیاد می آورید.

    شما برای بهتر بخاطر سپردن هر چیزی بین اون چیز وچیزهای دیگه ای که تو حافظتون هست حتما ارتباطی بر قرار کنید تا اون چیزها بتونن همدیگر رو بیاد شما بیارن

    مثلا از بین کلماتی که گفته شد هر کدومو که به خودتون مربوط کرده باشید حتما بهتر بیادتون مونده

    مثلا اگه شما یک دوچرخه دارید ووقتی می خواهید اون دوچرخه رو بخاطر بسپارید دوچرخه خودتونو رو تجسم کرده باشید اون کلمه بهتر در حافظتون میمونه

    شما این ارتباط رو میتونید بین خود کلمات هم بکار ببرید و از این روش برای حفظ کردن اونا استفاده کنید

    حالا بیایید واین کار رو انجام بدید و بین این کمات با هم ارتباط بر قرار کنید

     

    برای تقویت حافظه خود چشمان خود را ببندید و این رابطه را تجسم کنید

    در تخیل خود سوار دوچرخه شوید شروع کنید به رکاب زدن با این دوچرخه وحرکت کنید

    این نشاندهنده آن است که چیزهایی که ارتباط یشتری داشته باشند بهتر در حافظه شما می ماند تلوزیون منزل شما بهتر در حافظه شما میماند چون با شما ارتباط بیشتری با شما دارد برای اینکه لیست اشیاء را بخاطر بسپارید بهتر است بین آنها ارتباط برقرار کنید بنابراین مثلا برای حفظ کردن دو کلمه اول اول دوچرخه کورسی وقالیچه را تجسم کنید اگر در تجسم خود بین این دوتا کلمه رابطه ای برقرار کنید بهتر می توانید این دوکلمه را بخاطربسپارید مثلا سوار بر دوچرخه شده و با آن روی قالیچه بیایید وتصور کنید که چرخهای دوچرخه شما روی قالیچه میچسبد وشما نمی توانید آنرا در روی قالیچه تکان دهید

    قانون سوم تقویت حافظه: غیر معمولی 

    یک سوال دیگر: شما از بین آدمهایی که تو خیابون میبینید کدومشون رو بهتر بیادتون میمونن

    مسلما اونهایی که تیپشون غیر معمولیتر باشه بهتر تو حافظه میمونن آره دیگه مگه نمیبینیدکه بعضی جوونا سعی میکنن که تیپهای عجیب و غریب بزنن خوب میدونن اینجوری نظر همه رو بخودشون جلب میکنن وتو چشم میرن

    شما هم اگه به معنی کلمات تست بالا دقت کرده بودید کلمه پیکان پرنده حتما تو ذهنتون میموند چون غیر معمولی بود

    چیزهای معمولی خیلی که معمولی هستن و زود از یاد میرن  هر چقدر چیزی معمولی تر باشد کمتر بهش اهمیت میدیم وبهش کمتر توجه می کنیم ودر نتیجه کمتر تو حافظمون میمونه.

    شما برای حفظ کردن 20 تا کلمه بالا کافی بود روابطی بین هر دو کلمه پشت سر هم ایجاد میکردید هرچه این رابطه ها غیر معمولی تر باشن بهتر تو حافظتون باقی میموند

    حالا بیاییید باهم این کار رو انجام بدیم

    مثلا برای بخاطر سپردنکلمه اول و دوم بین دوچرخه وقالیچه یک ارتباط غیر منطقی و غیر معمولی تجسم کنید مثلا چشمهاتون رو ببندید وتجسم کنید سوار بر دوچرخه کورسی دارید روی قالیچه دوچرخه سواری می کنید ولاستیکهای کثیف دوچرخه هم قالی خونتون رو کثیف میکنه شما هم میبینید وسوت مینید قالیچه گرون خونتون داره نابود میشه شما هم خیره نگاه کنید وبی توجه باشید  ( این تجسم رو حتما انجام بدید!!)   

    روابط غیر معمولی میتونن غیر واقعی و غیر معقول هم باشن فقط باید قابل تجسم باشن

    مثلا میخواهیم بین قالیچه وکتانی یک رابطه غیر معمولی برقرار کنیم

    چشماتونو رو ببندید وتجسم کنید که میخواهید برید فوتبال وبخاطر نداشتن کتانی میآیید تو خونه و یک تیکه از قالیتون رو با قیچی میبرید واز اون تیکه قالی یک کتانی قشنگ و با حال درست میکنید ( حتما این تجسم رو انجام بدید!!)

    قانون چهارم تقویت حافظه: احساس

    باز هم یک سوال: به نظر شما حفظ کردن یک کلمه سخت تره یا یک جمله ؟ 

    جواب این سوال زیاد هم ساده نیست حفظ کردن یک کلمه یا یک جمله یا یک داستان یا یک فیلم سینمایی یا هر چیز دیگه برای مغز شما تفاوت نداره

    مغز شما هر چیزی رو که میخواد حفظ کنه بسته به احساسی که از اون چیز داره اون بخاطر می سپاره ممکنه حفظ کردن یک داستان برای مغز شما خیلی ساده تر از یک کلمه باشه چون حافظه شما هر چیزی رو بسته به احساسی که از اون چیز بدست میاره حفظ می کنه چون از اون داستان ممکنه با احساسی که ایجاد میشه 50 درصدش رو بخاطر بیاره اما صفر در صد کلمه رو هم بیاد نیاره چون هیچ احساسی از اون کلمه نداشته باشه بنابراین بیادداشته باشید حافظه با احساس کار میکنه اگه میخواهید چیزی رو حفظ کنید باید احساس کنید وگرنه دارید به حافظتون زور می گویید .

    پس یادتون باشه اگه ماشینتون میتونه بدون بنزین حرکت کنه حافظتون هم می تونه بدون احساس برای شما کار کنه

    برایی تمرینیک بادکنک قرمز خوشگل و خوش رنگ رو در نظر بگیرید که خیلی بهش علاقه دارید ویک روز که خونه نیستید یک کتونی نامرد بهش حمله کرده وداره ناجوانمردانه اونو کتک میزنه بیچاره بادکنک که میخواد از دستش فرار کنه و کتونی که اجازه فرار بهش نمیده. ( این داستان فجیع رو خوب تجسم کنید!!)

    همین چهار تا قانون فعلا براتون بسه واما یک سری تکنیک برای بهتر بکار بردن این قوانین بهتون میگم که اینهارو هم یاد بگیرید تا مطلب براتون خوب جا بیفته .

    تکنیک هایی برای ایجاد تداعی بهتر

    تکنیک اول : اغراق

    برای ساختن روابط خلاق و غیر معمولی راحت ترین راه اینه که اغراق رو در کارهاتون دخالت بدید

    مثال اغراق در احساس

    مثلا تجسم کنید که تو پارک محلتون کتاب ادبیات و بادکنک با هم خولت کردن وکتاب ادبیات داره شعر میخونه و بادکنک هم داره میرقصه وشما هم یک گوشه پارک قایم شدید ودارید یواشکی به اونا نگاه میکنید صحنه ای رو که دیده میشه باید خوب تجسم کنید و به من هم تعریف کنید چی دیدید این ودتا عاشق ومعشوق چه احساسی دارن ( خوب تجسم کنید!!)

     

    مثال اغراق در تعداد

    یک ماهی تابه بزرگ در نظر بگیرید وهزار تا کتاب ادبیات بریزید وسرخ کنید آخه مهمون دارید وقتتونم کمه وهنوز هیچ چی درست نکردید پدر شوهرتونم گفته میخوام دست پخت عروسمو بخورم آخه کتاب پزی شما زبانزده همه فامیلای شوهرتونه ( خوب تجسم کنید!!)

    مثال اغراق در اندازه

    تجسم کنید یکک ماهی تابه بزرگ ساختن وتو فرودگاه گذاشتن وتوی اون یک جت واقعی داره اوج میگیره که پرواز کنه( خوب تجسم کنید!!)

     

    مثال اغراق در حرکت

    مثال روی یک صندلی راحتی با آرامش بنشینید البته یادتون باشه که اونو روی یک هواپیمای جت نصب کردن که داره با سرعت 500 کیلومتر بر ساعت حرکت میکنه دوست دارم تجسم کنید خودتون آروم نشستید ولی جت شما داره با این سرعتی حرکت میکنه که اگه چشماتونو باز کنید باد فورا کورتون میکنه

     

    تکنیک دوم :مضحک

    یکی از بهترین راههای ساختن روابط غیر معمولی خنده دارکردن اوناست هر چقدر تصور شما خنده دار تر باشه احساسات شما بیشتر بکار گرفته میشه و موضوع بهتر بیادتون میمونه به عنوان مثال تجسم کنید یکی از خانوم همسایه که بنده خدا هم چاقه وهم بارداره  روی صندلی راحتی نشسته وبا اون وضعش جون خودم دقیقا مثل تخم مرغ شده که دست وپا داره خودتون تجسم کنید تا از خنده روده بر بشید ( یکی یکی افراد رو تجسم کنید تا دقیقا بفهمید منظورم کیه !!!!)

     

    تکنیک سوم : تخیلی

    یکی از بهترین راههای ساختن روابط غیر معمولی استفاده کردن از تخیل است هر چقدر تصور شما بهتر کار کند شما خلاق تر می شوید ومی توانید تصاویر بهتری بسازید ضمن اینکه این تصاویر می تواند خلاقیت شما را پرورش دهد  به عنوان مثال تجسم کنید یک تخم مرغ شانسی خریدید که توش پلنگ صورتیه وای چه جالب صحنه باز کردن تخم مرغ ودیدن قطعات بدن پلنگ صورتی رو تجسم کنید حتما!!!

     

    مثال دیگر: تجسم کنید در منزل خود یک طوطی در منزل خود دارید که اورا خیلی دوست دارید در یک شب که تنها در منزل هستید و در حال تماشای تلوزیون هستید ناگهان طوطی شما به یک پلنگ تبدیل می شود و قفس خودرا میشکند و... نترسید شما را نمیخورد پلنگها نمک شناسند من یکیشو داشتم خیلی با معرفت بود شما فقط باید لحظه ای رو که طوطی در حال تبدیل شدن به پلنگ می باشد رو خوب تجسم کنید!!!

     

    تکنیک چهارم :استفاده از رنگ در تجسم

    استفاده از رنگها دربهتر تصور کردن تصاویر نقش به سزایی در احساس شما دارند حتی شما میتوانید ازرنگهای غیر معمولیو غیر طبیعی نیز در تصورات خود استفاده کنید مثلا تجسم کنید که طوطی خود را با خود به حمام بردی اید وبا کیسه حمام به جونش افتادید وحسابی شستیدش آنقدر بشورید تا سفید بشه طوطی سفیدم عجب طوطیه جون تو ( تصور کنید این کیسه کشیدن رو تغییر رنگ طوطی رو!!!)  

     

    تکنیک پنجم :استفاده از زمان ومکان

    استفاده از زمان ومکان مناسب در بخاطر سپردن مطالب نقش مهمی داره شما از این تکنیک برای کارهاتون میتونید استفاده کنید و خیلی چیزهارو که طبیعی هستند فقط با تغییر زمان ومکان غیر واقعی و عجیب کنید به مثال توجه کنید

    مثال : استفاده از زمان گذشته

    بیاد میارم وقتی کلاس اول ابتدایی بودم یک همکلاسی داشتم که خیلی باحال وساده بود معلممون هم ، بنده خدا خیلی سیه چرده بود یادمه روز معلم این پسره از روی سادگی برای معلممون هدیه ،یکدونه کیسه حمام آورده بود چون بچه ها بهش گفته بودن این معلمه کیسه نداره تو حمامش وبخاطر هیمن از چرکی سیاه شده (حالا شما تصور کنید قیافه معلمو وقتی این هدیه رو گرفت!!!)

     

    تکنیک ششم : موقعیت خاص  

    استفاده از زمان ومکان نامناسب در بخاطر سپردن مطالب نقش مهمی داره شما از این تکنیک برای کارهاتون میتونید استفاده کنید و خیلی چیزهارو که طبیعی هستند فقط با تغییر موقعیت میتونید غیر واقعی و عجیب کنید به مثال توجه کنید یک کار ساده در یک موقعیت خاص چقدر قضیه رو باحال میکنه

    مثال : استفاده از زمان خاص

    آقا یک خاطره دیگه از دوره دبیرستان یک روز دیدیم معلمون اومده زیر چشمش سیاه شده واحد تجسس بچه ها آمارشو گرفت وفهمیدیم آقا در جشن تولد مادر خانومش (پیش اون همه مهمون) شلوارشو گذاشته بوده تو جورابش خودتون حدث بزنید چجوری زیر چشمش سیاه شده بود  ( تجسم کنید قضیه رو میفهمید چی شده بوده!!!)

     

    تکنیک هفتم : ربط دادن به خود

    همواره سعی کنید از وجود خودتان در ارتباطهایی که ایجاد میکنید استفاده کنید چون خودتان احساس را بخوبی در تصور دخالت میدهدو زمان ومکان را نیز به همراه دارد

    مثال : فردا صبح که آزر خواب بیدار می شوید ومیخواهید بیرون بروید با عجله پای خود را در جوراب فرو میکنید اما یه دفعه اه اه اه

    این دیگه چیه تو جورابتونه با اعصبانیت داد بزنید کی این گلابی رو تو جورای من گذاشته حالا بدون جوراب چطوربرم پیش دوستام (اگه تصور کنید قضیه رو خود به خود اه اه رو خواهید گفت!!! )

     

    تکنیک هشتم : جابجایی

    جابجا کردن دوچیز باهم باعث مرتبط شدن اونها با هم میشه حتی گاهی می تونید بعضی خصلتهای اون دو چیز رو با هم عوض کنید

    مثال : تصور کنید اگه همه بجای سیگار گلابی بکشن البته شما که اهل گلابی کشیدن نیستید انشاء الله امالا مذهب چه دود بدی داره آدمو خفه میکنه من که نمی دونم این مردم چجوری این گلابی هارو میکشن (خودتون مردم رو در حال گلابی کشیدن بجای سیگار کشیدن تصور کنید!!!)

     

    تکنیک نهم : تحرک

    اگه چیزهایی رو که میخواهید تصور کنید بجای تجسم یک تصویر ساده یک تصویر متحرک ازش درست کنید خیلی بهتر بیادتون میمونه

    یعنی در تصور خود یک عکس نبینید بلکه یک فیلم ایجاد کنید

    مثال: بجای یک گلابی ویک خودکار رو در نظر بگیرید که دارن باهم می رقصند بجای تصور این زوج خودکار وگلابی تصور کنید این دو تا در حال رقص هستند وچند لحظه به حرکات این دو در حین رقصیدن توجه کنید!!!

     

    تکنیک دهم : داشتن  صدا

    اگه به تصاویر ذهنی خود صدا اضافه کنید تصاویر شما از دو حس برای بخاطر سپرده شدن استفاده میکنند

    سعی کنید هر چیزی رو که تصور میکنید حتما صدا هم داشته باشه هر چی باشه دوران فیلمهای صامت گذشته الان قرن قرن اینترنته

    مثال :یک خودکارایی جدیدا ساخته شده وقت نوشتن صدای ژیان در می آره از خودش حالاشمایک دونه از این خودکارا دارید که جوهرش خشک شده ونمی نویسه اول باید یکم خط خطی کنید که استارت بزنه وروشن بشه ( این موضوع را با صداش تصور کنید !!!) 

     

    تکنیک یازدهم : خطرناک

    چیزهای خطرناک خود به خود تو حافظه ثبت میشن و به این زودیا هم پاک بشو نیستند زمانی که چیزی براتون خویلی مهمه از این تکنیک استتفاده کنید مثلا تصور کنید یک شب که میخواهید آشغالهای خونه رو بذارید تو کوچه ناگهان در تاریکی شب یک ژیان بهتون میزنه و1500 متر پرتاب میشوید به آسمون

    (فقط صحنه تصادف رو تصور کنید !!!)

     

    تکنیک دوازدهم : باور نکردنی اما شدنی

    چیزهایی که باور کردنی نیستن اما شدنی هستن یک حس خاصی به آدم میدن که نمیدونم چرا آدما از این حس خوششون میاد م خیلی آدم دوست داره که واقعی باشه

    راستی شما موبایل ندارید بمیرم الهی الان که دیگه هر ننه قمری داره تو چرا ندرای . آره عزیزم منم دارم نه بابا من پول پای این چیزا نمیدم اما مردونه اگه قول بدی به کسی نگید میگم از کجا آوردم چند وقت پیش داشتم آشغالهای همسایمونو میبردم بذارم سر کوچه آخه یه جورایی خدمتشون ارادت داریم دیدم تو ازتو سطل زباله کنار خیابون داره صدای زنگ میاد خلاصه رفتم سر سطلو زباله هارو اینور اونور کردن که چشمم به جمال این موباله روشن شد والا الان یک دوماهی میشه که دارمش البته خودمم هنوز شمارشو نمی دونم اما همه جا باهش زنگ زدم تا حالا هم که صاحبش پیدا نشده بعد این هم خدا کریمه (تصور کنید صحنه جستجو تو آشغالا رو وقت شنیدن زنگ موبایل!!!)

    یک مثال دیگه: امروز اخبار میگفت قراره موبایلهایی وارد بازار خواهند شد که میتونن حس لامسه رو انتقال بدن مثلا زنگ بزنید خونتون خانوم یرای اینکه اذیتتون کنه موبایلشو می چسبونه به قوری شما هم این طرف دهنتون که به موبایل می چسبه میسوزید 

     

    از این تکنیکها زیاد ه مثلا دو چیز کاملا بهم مربوط خود به خود در ذهن میمونن و احتیاجی به حفظ کردن ندارن مثل قوری وکتری – استکان و نعلبکی – مسواک ودندان – شب وروز و...

    اما برای استفاده همینا فعلا براتون کافیه و....

    خوب درس امروز تمام شد حالا چنددقیقه استراحت کنید بعد مطالعه رو ادامه بدید

     

     

    نتیجه گیری

     

     

    نکته مهم3- هر شیئی را فقط با شیئی قبل و بعد از خودش ارتباط دهید و با اشیاء دیگر ارتباط ندهید تا در موقع یاد آوری دچار مشکل نشوید .  سعی نکنید چتد تا شی رو به هم ارتباط بدید اینجوری حافظتون شلوغ میشه ورابطه جالبی نمی ونید بسازید همونجوری که دیدید برای ساختن ارتباط بین اشیاء را دوبه دو بهم ارتباط میدادیم.

    نکته مهم 4- تا حد ممکن استفاده از تکنیک مضحک را در تمامی ارتباطات بکارگیرد . هر چقدر تجسم مضحکتر باشد بهتر در خاطره می ماند . همچنین برای روحیتون هم خوبه و باعث آرامش روحتون میشه اگه آدم عصبی یا ناراحتی هستید اصلا درارتباطاتتون از تداعی های ناراحت کننده استفاده نکنید اما تا دلتون میخواد از راابطه های مضحک استفاده کنید که باعث آرامش اعصاب – جوان ماندن وصدتا چیز خوب دیگه میشه که حالا وقتش نیست توضیح بدم.

    اگه فکر میکنید مطلب رو خوب یاد نگرفتید حتما به من پیام بذارید تا براتون مطلب رو تو ضیح بدم وجا بیفته

    اگه میتونید این روشهارو به نزدیکانتون هم یاد بدید یا بگید بیان واین مطلب رو بخونن ویاد بگیرن این موضوع به نفع شما هم هست چون می تونید برداشتهاتون رو باهم مقایسه کنید وموضوع رو به نحو احسن بیاموزید اگر هم خوب یاد گرفتید باز هم بیایید تو این وبلاگ پیام بذارید تا بتونید از ادامه این درسها استفاده کنید چون ممکنه که کسانی که پیام ندادن نتونن از ادامه درسها استفاده کنن  

    این روشهارو تا هفته بعد که من روش حفظ کردن اعداد رو میخوام بهتون بگم هزار بار بکار ببرید که خوب وعالی یاد بگیرید و بتونید در عرض یک دقیقه 20 کلمه رو با شنیدن بدون نوشتن روی کاغذ حفظ کنید

    این هنرتون رو در معرض دید مردم قرار بدید و بهشون نشون بدید که چه حافظه ای دارید تا کفشون ببره

    با دوستاتون مسابقه بگذارید تا بتونید این روشهارو بصورت حرفه ای  بکار ببرید .

    این روش میتونه بین بچه هایی که با درسها قهر کرده اند دوستی مجدد برقرار کنه چون همونطوری که می بینید شما با استفاده از این روشها مطالب خشک رو خنده دارو جالب وشیرین میکنید بزودی یاد میگیرید که چطوری مشکلترین درسها رو که خشک وبی مزه اند بااین روش شیرین ونمکی میکنیم .

    نکته مهم : اگه از این روش برای حفظ کردن یک سری اشیاء استفاده کنید خوب حفظ میشوید اون مطالب رو اما اون اشیاء هم پس از مدتی از یادتون میره من درجلسات آینده بهتون میگم چطور مطالب رو حفظ کنید که تا 1 سال خوب تو حافظتون بمونه الان فقط بدونید اگه میخواهید یک لیست از اشیایی روکه الان حفظ میکنید تا یک هفته بعد بیاد بیاورید 4 ساعت بعداز حفظ کردن اون لیست یک بار دیگه اون تجسمهارو تو ذهنتون مرور کنید این کار باعث میشه لیست شما تا فردا خوب تو حافظتون بمونه برای اینکه یک هفته بمونه باید فردا شب هم یک بار دیگه تو ذهنتون اونارو مرور کنید  

    شما برای اینکه ماحصل کار رو بدونید چشمهای خود رو ببندشید و به کلمه دوچرخه فکر کنید چه چیزی رو بخاطر می آورید

    حتما یاد قالیچه می افتید که با دوچرخه رفتید روی اون و قالیچه رو کثیف کردید  خوب حالا به قالیچه فکر کنید یاد چی می افتید بله حتما یاد کتانی می افتید که با بریدن اون قالیچه درستش کردید خوب حالا به کتانی فکر کنید یاد چه می افتید حتما یاد اون بادکنک بیچاره می افتیدکه اون کتونی نامرد داشت کتکش میزد پس بادکنک هم بیادتون افتاد خوب به بادکنک که فکر می کنید چی بیادتون میاد ؟ درسته کتابهای ادبیات حالا بیایید به کتاب ادبیات فکر کنید کافیه چشماتونو ببندید وکتاب ادبیات رو تجسم کنید تا فورا یاد اون ماهی تابه بیفتید که توش این کتابها رو داشتید سرخ می کردید

    خوب به ماهی تابه فکر کنید تا اون ماهی تابه بزرگه روکه توش جتها پرواز میکردن بیاد بیارید 

    جت شما رو یاد صندلی راحتی می اندازه وصندلی راحتی یاد اون تخم مرغ و

    تخم مرغ --> پلنگ و پلنگ--> طوطی و طوطی--> کیسه حمام و......

    همینطور ادامه بدید تا به قوری برسید

    حالا برعکس به قوری فکر کنید تا بیاد موبایل و آشغال و الی آخر برسید.